piroshki

[ایالات متحده]/pɪˈrɒʃki/
[بریتانیا]/pɪˈroʊʃki/

ترجمه

n. خمیر پخته به شکل کوفته که با گوشت، ماهی، تخم‌مرغ یا سبزیجات پر شده است
Word Forms
جمعpiroshkis

عبارات و ترکیب‌ها

delicious piroshki

piroshki خوشمزه

fresh piroshki

piroshki تازه

hot piroshki

piroshki داغ

savory piroshki

piroshki دلچسب

sweet piroshki

piroshki شیرین

mini piroshki

piroshki کوچک

fried piroshki

piroshki سرخ شده

baked piroshki

piroshki پخته شده

vegetable piroshki

piroshki سبزیجات

traditional piroshki

piroshki سنتی

جملات نمونه

i love to eat piroshki for breakfast.

من عاشق خوردن پیراشکی برای صبحانه هستم.

she baked a batch of piroshki for the party.

او یک دسته پیراشکی برای مهمانی پخت.

piroshki can be filled with meat or vegetables.

پیراشکی را می توان با گوشت یا سبزیجات پر کرد.

my grandmother taught me how to make piroshki.

مادربزرگم به من یاد داد چگونه پیراشکی درست کنم.

we enjoyed piroshki while watching the movie.

ما در حالی که فیلم تماشا می کردیم از خوردن پیراشکی لذت بردیم.

piroshki are a popular snack in eastern europe.

پیراشکی یک میان وعده محبوب در اروپای شرقی است.

you can find piroshki at the local bakery.

می توانید پیراشکی را در نانوایی محلی پیدا کنید.

have you ever tried sweet piroshki with fruit filling?

آیا تا به حال پیراشکی شیرین با مواد میوه ای امتحان کرده اید؟

they served piroshki as an appetizer at the wedding.

آنها پیراشکی را به عنوان پیش غذا در عروسی سرو کردند.

making piroshki is a fun activity for the family.

درست کردن پیراشکی یک فعالیت سرگرم کننده برای خانواده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید