pirouetting

[ایالات متحده]/ˌpɪrəˈwɛtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌpɪrəˈwɛtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل چرخیدن بر روی یک پا

عبارات و ترکیب‌ها

pirouetting dancers

رقصندگان چرخشی

pirouetting gracefully

به طور ظریف چرخیدن

pirouetting on stage

چرخیدن روی صحنه

pirouetting wildly

به طور وحشیانه چرخیدن

pirouetting ballerina

بالرین چرخشی

pirouetting swiftly

به سرعت چرخیدن

pirouetting elegantly

به طور ظریف و باوقار چرخیدن

pirouetting in unison

به صورت یکپارچه چرخیدن

pirouetting with flair

با سبک و ظرافت چرخیدن

pirouetting to music

با موسیقی چرخیدن

جملات نمونه

the dancer was pirouetting gracefully across the stage.

رقصنده به طور ماهرانه روی صحنه چرخید.

she practiced pirouetting until she perfected the move.

او تمرین می‌کرد تا حرکت را به طور کامل انجام دهد.

the children were pirouetting in the park, enjoying their day.

کودکان در پارک می‌چرخیدند و از روز خود لذت می‌بردند.

after a few lessons, he started pirouetting like a pro.

بعد از چند جلسه، او مانند یک حرفه‌ای شروع به چرخیدن کرد.

she loves pirouetting to her favorite music.

او چرخیدن به موسیقی مورد علاقه خود را دوست دارد.

the ballerina was pirouetting effortlessly during the performance.

بالرین به راحتی در طول اجرا می‌چرخید.

he watched her pirouetting and felt inspired to dance.

او دید که او می‌چرخد و الهام گرفت تا برقصد.

pirouetting is a fundamental skill in ballet.

چرخیدن یک مهارت اساسی در باله است.

they were pirouetting together, showcasing their chemistry.

آنها با هم می‌چرخیدند و از هماهنگی خود نشان می‌دادند.

the instructor demonstrated pirouetting before the class began.

مربی قبل از شروع کلاس چرخیدن را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید