pisciform

[ایالات متحده]/ˈpɪsɪfɔːm/
[بریتانیا]/ˈpɪsɪfɔrm/

ترجمه

adj. ماهی‌مانند

عبارات و ترکیب‌ها

pisciform shape

شکل ماهي‌مانند

pisciform body

بدنه ماهي‌مانند

pisciform structure

ساختار ماهي‌مانند

pisciform design

طراحی ماهي‌مانند

pisciform features

ویژگی‌های ماهي‌مانند

pisciform classification

طبقه بندی ماهي‌مانند

pisciform characteristics

ویژگی‌های ماهي‌مانند

pisciform appearance

ظاهر ماهي‌مانند

pisciform adaptation

سازگاری ماهي‌مانند

pisciform organisms

آگزم‌های ماهي‌مانند

جملات نمونه

the fish in the aquarium have a pisciform shape.

ماهی‌های داخل آکواریوم دارای شکل بدنی شبیه به ماهی هستند.

many aquatic creatures exhibit pisciform characteristics.

بسیاری از موجودات آبزی دارای ویژگی‌های بدنی شبیه به ماهی هستند.

the artist created a pisciform sculpture for the exhibit.

هنرمند یک مجسمه با شکل بدنی شبیه به ماهی برای نمایش ایجاد کرد.

pisciform designs are popular in modern architecture.

طرح‌های با شکل بدنی شبیه به ماهی در معماری مدرن محبوب هستند.

he drew a pisciform creature for his fantasy novel.

او یک موجود با شکل بدنی شبیه به ماهی برای رمان فانتزی خود طراحی کرد.

the study focused on pisciform adaptations in evolution.

مطالعه بر روی سازگاری‌های بدنی شبیه به ماهی در تکامل تمرکز داشت.

her dress had a pisciform pattern that resembled fish scales.

لباس او دارای الگوی با شکل بدنی شبیه به ماهی بود که شبیه فلس ماهی بود.

pisciform fish are known for their streamlined bodies.

ماهی‌های با شکل بدنی شبیه به ماهی به خاطر بدن‌های باریک و کشیده خود شناخته می‌شوند.

the documentary highlighted pisciform species in coral reefs.

مستند گونه‌های با شکل بدنی شبیه به ماهی را در صخره‌های مرجانی برجسته کرد.

he used a pisciform motif in his jewelry collection.

او از یک طرح با شکل بدنی شبیه به ماهی در مجموعه جواهرات خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید