finned

[ایالات متحده]/fɪnd/
[بریتانیا]/fɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باله‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

finned fish

ماهی باله‌دار

finned shark

کوسه باله‌دار

finned creature

موجود باله‌دار

finned tail

دم باله‌دار

finned design

طراحی باله‌دار

finned structure

ساختار باله‌دار

finned engine

موتور باله‌دار

finned panel

پنل باله‌دار

finned radiator

رادیاتور باله‌دار

finned propeller

ملخ باله‌دار

جملات نمونه

the fish has beautifully finned tails.

ماهی دارای دم‌های باله زیبا است.

she loves to draw finned creatures from the ocean.

او عاشق کشیدن موجودات باله‌دار از اقیانوس است.

the artist painted a finned dragon in vibrant colors.

هنرمند یک اژدهای باله‌دار را با رنگ‌های زنده نقاشی کرد.

he built a finned model of a shark for the science project.

او یک مدل باله‌دار از یک کوسه برای پروژه علمی ساخت.

finned vehicles are designed for underwater exploration.

وسایل نقلیه باله‌دار برای اکتشافات زیر آب طراحی شده‌اند.

the aquarium features a variety of finned species.

تنگ ماهی‌ها دارای انواع گونه‌های باله‌دار است.

he admired the finned elegance of the betta fish.

او به ظرافت باله ماهی بتتا خیره شد.

the documentary showcased finned animals in their natural habitats.

مستند حیوانات باله‌دار را در زیستگاه طبیعی خود به نمایش گذاشت.

she studied the anatomy of finned marine life.

او آناتومی حیات دریایی باله‌دار را مطالعه کرد.

finned reptiles are rare but fascinating creatures.

خزندگان باله‌دار نادر اما موجوداتی جذاب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید