piste

[ایالات متحده]/piːst/
[بریتانیا]/pist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مسیر اسکی
Word Forms
جمعpistes

عبارات و ترکیب‌ها

ski piste

پیست اسکی

جملات نمونه

off-piste spring snow is easy to ski.

برف بهاری خارج از پیست به راحتی قابل اسکی است.

skiing on the piste

اسکی روی پیست

stay on the piste

در پیست بمانید

نمونه‌های واقعی

Sure, there's a temptation to go off piste when you see a stretch of good pristine snow.

البته، وسوسه‌ای وجود دارد که وقتی یک قطعه برف دست‌نخورده و عالی می‌بینید، از مسیر اصلی خارج شوید.

منبع: Environment and Science

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید