pistolier

[ایالات متحده]/ˌpɪstəˈlɪə/
[بریتانیا]/ˌpɪstəˈlɪr/

ترجمه

n. کسی که از یک تپانچه استفاده می‌کند؛ یک تیرانداز تپانچه؛ به طور تاریخی، یک سکه اسپانیایی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

brave pistolier

پیستولیر شجاع

famous pistolier

پیستولیر مشهور

skilled pistolier

پیستولیر ماهر

legendary pistolier

پیستولیر افسانه‌ای

young pistolier

پیستولیر جوان

quick pistolier

پیستولیر سریع

notorious pistolier

پیستولیر بدنام

daring pistolier

پیستولیر جسور

retired pistolier

پیستولیر بازنشسته

fearless pistolier

پیستولیر بی‌بدیل

جملات نمونه

the pistolier drew his weapon with precision.

پیستولی‌گر سلاح خود را با دقت بیرون کشید.

she admired the skills of the seasoned pistolier.

او از مهارت‌های پیستولی‌گر باتجربه تحسین کرد.

the pistolier aimed carefully before firing.

پیستولی‌گر قبل از شلیک با دقت هدف گرفت.

in the duel, the pistolier was quick on the draw.

در دوئل، پیستولی‌گر سریع بود.

the legend of the pistolier spread across the land.

افسانه پیستولی‌گر در سراسر سرزمین پخش شد.

he trained hard to become a skilled pistolier.

او سخت تمرین کرد تا به یک پیستولی‌گر ماهر تبدیل شود.

the old pistolier shared stories of his adventures.

پیستولی‌گر پیر داستان‌های ماجراجویی‌های خود را به اشتراک گذاشت.

with a flick of his wrist, the pistolier fired.

با یک حرکت مچ دست، پیستولی‌گر شلیک کرد.

the town was known for its legendary pistolier.

شهر به خاطر پیستولی‌گر افسانه‌ای خود مشهور بود.

during the festival, a pistolier showcased his talents.

در طول جشنواره، یک پیستولی‌گر استعدادهای خود را به نمایش گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید