pittings

[ایالات متحده]/ˈpɪtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈpɪtɪŋz/

ترجمه

n. زنگ زدگی یا خوردگی بر روی یک سطح فلزی
v. عمل ذخیره سازی یا حفر گودال ها (شکل حال فعل pit)
adj. مشخصه دار با نقاط یا گودال های کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

surface pittings

فرورفتگی‌های سطحی

pittings observed

مشاهده فرورفتگی‌ها

pittings detected

تشخیص فرورفتگی‌ها

pittings analysis

تجزیه و تحلیل فرورفتگی‌ها

pittings repair

تعمیر فرورفتگی‌ها

pittings evaluation

ارزیابی فرورفتگی‌ها

pittings formation

تشکیل فرورفتگی‌ها

pittings inspection

بازرسی فرورفتگی‌ها

pittings treatment

درمان فرورفتگی‌ها

pittings removal

حذف فرورفتگی‌ها

جملات نمونه

the pittings on the surface indicate a lack of maintenance.

وجود فرورفتگی‌ها روی سطح نشان‌دهنده عدم نگهداری است.

we need to assess the pittings before proceeding with repairs.

ما باید فرورفتگی‌ها را قبل از ادامه تعمیرات ارزیابی کنیم.

the metal showed signs of pittings after years of exposure.

بعد از سال‌ها قرار گرفتن در معرض عوامل محیطی، فلز نشانه‌هایی از فرورفتگی‌ها داشت.

inspect the pittings closely to determine their cause.

برای تعیین علت آن‌ها، فرورفتگی‌ها را به دقت بررسی کنید.

pittings can affect the performance of the machinery.

فرورفتگی‌ها می‌توانند بر عملکرد ماشین‌آلات تأثیر بگذارند.

regular maintenance can help prevent pittings from forming.

تعویض منظم می‌تواند به جلوگیری از ایجاد فرورفتگی‌ها کمک کند.

he pointed out the pittings on the car's body.

او به فرورفتگی‌های روی بدنه ماشین اشاره کرد.

the engineer recommended treating the pittings immediately.

مهندس توصیه کرد که فرورفتگی‌ها را فوراً درمان کنند.

identifying the pittings is crucial for the repair process.

تشخیص فرورفتگی‌ها برای فرآیند تعمیر بسیار مهم است.

after the storm, we noticed several pittings on the roof.

بعد از طوفان، متوجه چندین فرورفتگی روی سقف شدیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید