placename

[ایالات متحده]/ˈpleɪs.neɪm/
[بریتانیا]/ˈpleɪs.neɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نامی که به یک مکان خاص داده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

specific placename

نام مکان خاص

known placename

نام مکان شناخته شده

local placename

نام مکان محلی

historic placename

نام مکان تاریخی

geographic placename

نام مکان جغرافیایی

official placename

نام مکان رسمی

famous placename

نام مکان مشهور

ancient placename

نام مکان باستانی

regional placename

نام مکان منطقه ای

cultural placename

نام مکان فرهنگی

جملات نمونه

he mentioned the placename in his speech.

او نام مکان را در سخنرانی خود ذکر کرد.

can you tell me the placename of this city?

آیا می توانید نام این شهر را به من بگویید؟

the placename has historical significance.

نام مکان از اهمیت تاریخی برخوردار است.

we need to verify the placename on the map.

ما باید نام مکان را روی نقشه تأیید کنیم.

every placename tells a story about the region.

هر نام مکانی داستانی در مورد منطقه تعریف می کند.

she wrote a book about the placename origins.

او کتابی در مورد ریشه نام مکان نوشت.

the placename was derived from the local language.

نام مکان از زبان محلی گرفته شده است.

tourists often ask about the placename's meaning.

گردشگران اغلب در مورد معنای نام مکان سؤال می کنند.

understanding the placename helps in cultural studies.

درک نام مکان به مطالعات فرهنگی کمک می کند.

the placename was changed after the war.

نام مکان پس از جنگ تغییر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید