placers

[ایالات متحده]/ˈpleɪsə/
[بریتانیا]/ˈpleɪsər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سپرده از شن یا سنگ ریزه حاوی ذرات مواد معدنی با ارزش؛ کسی که قرار می‌دهد یا رده‌بندی می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

placer gold

طلای رسوبی

placer mining

گودال‌برداری

placer deposits

رسوبات گودالی

placer claims

ادعاهای گودال

placer exploration

اکتشاف گودال

placer recovery

بازیابی گودال

placer operations

عملیات گودال

placer area

منطقه گودال

placer techniques

تکنیک‌های گودال

placer resources

منابع گودال

جملات نمونه

she is a placer of great importance in our team.

او یک قرار دهنده با اهمیت زیاد در تیم ما است.

the placer of the new artwork was carefully chosen.

قرار دهنده اثر هنری جدید با دقت انتخاب شد.

he works as a placer for various companies.

او به عنوان یک قرار دهنده برای شرکت های مختلف کار می کند.

the placer of the furniture made the room look spacious.

قرار دهنده مبلمان باعث شد اتاق بزرگتر به نظر برسد.

finding the right placer for the project is crucial.

پیدا کردن قرار دهنده مناسب برای پروژه بسیار مهم است.

she is known as a skilled placer in the industry.

او به عنوان یک قرار دهنده ماهر در این صنعت شناخته می شود.

the placer of the exhibits ensured a smooth flow for visitors.

قرار دهنده نمایشگاه ها اطمینان حاصل کرد که بازدیدکنندگان جریان روان داشته باشند.

as a placer, he has a keen eye for detail.

به عنوان یک قرار دهنده، او دارای نگاهی دقیق به جزئیات است.

the role of a placer can vary greatly from one project to another.

نقش یک قرار دهنده می تواند به طور قابل توجهی از یک پروژه به پروژه دیگر متفاوت باشد.

her experience as a placer helped the event succeed.

تجربه او به عنوان یک قرار دهنده به موفقیت رویداد کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید