placer gold
طلای رسوبی
placer mining
گودالبرداری
placer deposits
رسوبات گودالی
placer claims
ادعاهای گودال
placer exploration
اکتشاف گودال
placer recovery
بازیابی گودال
placer operations
عملیات گودال
placer area
منطقه گودال
placer techniques
تکنیکهای گودال
placer resources
منابع گودال
she is a placer of great importance in our team.
او یک قرار دهنده با اهمیت زیاد در تیم ما است.
the placer of the new artwork was carefully chosen.
قرار دهنده اثر هنری جدید با دقت انتخاب شد.
he works as a placer for various companies.
او به عنوان یک قرار دهنده برای شرکت های مختلف کار می کند.
the placer of the furniture made the room look spacious.
قرار دهنده مبلمان باعث شد اتاق بزرگتر به نظر برسد.
finding the right placer for the project is crucial.
پیدا کردن قرار دهنده مناسب برای پروژه بسیار مهم است.
she is known as a skilled placer in the industry.
او به عنوان یک قرار دهنده ماهر در این صنعت شناخته می شود.
the placer of the exhibits ensured a smooth flow for visitors.
قرار دهنده نمایشگاه ها اطمینان حاصل کرد که بازدیدکنندگان جریان روان داشته باشند.
as a placer, he has a keen eye for detail.
به عنوان یک قرار دهنده، او دارای نگاهی دقیق به جزئیات است.
the role of a placer can vary greatly from one project to another.
نقش یک قرار دهنده می تواند به طور قابل توجهی از یک پروژه به پروژه دیگر متفاوت باشد.
her experience as a placer helped the event succeed.
تجربه او به عنوان یک قرار دهنده به موفقیت رویداد کمک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید