plantings

[ایالات متحده]/ˈplæntɪŋz/
[بریتانیا]/ˈplæntɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کشت یا کاشت؛ یک باغ یا بستر گل؛ یک نام خانوادگی؛ (فنلاند، سوئد) کاشت
v. عمل بذرپاشی یا انتقال (شکل حال استمراری فعل کاشتن)

عبارات و ترکیب‌ها

new plantings

کاشت‌های جدید

native plantings

کاشت‌های بومی

tree plantings

کاشت درخت

flower plantings

کاشت گل

vegetable plantings

کاشت سبزیجات

community plantings

کاشت‌های اجتماعی

annual plantings

کاشت‌های سالانه

perennial plantings

کاشت‌های چند ساله

urban plantings

کاشت‌های شهری

landscape plantings

کاشت‌های منظر

جملات نمونه

the plantings in the park are beautifully arranged.

کاشت‌ها در پارک به خوبی چیده شده‌اند.

we need to consider the climate for our plantings.

ما باید آب و هوا را برای کاشت‌های خود در نظر بگیریم.

regular maintenance is essential for healthy plantings.

نگهداری منظم برای کاشت‌های سالم ضروری است.

the community organized a day for tree plantings.

جامعه یک روز را برای کاشت درخت سازماندهی کرد.

our plantings include a variety of native species.

کاشت‌های ما شامل انواع گونه‌های بومی است.

proper spacing is important for successful plantings.

فاصله مناسب برای کاشت موفقیت آمیز مهم است.

they are experimenting with new techniques for their plantings.

آنها در حال آزمایش تکنیک های جدید برای کاشت خود هستند.

plantings along the river help prevent erosion.

کاشت در امتداد رودخانه به جلوگیری از فرسایش کمک می کند.

we will document the growth of our plantings over time.

ما رشد کاشت‌های خود را در طول زمان مستند خواهیم کرد.

incorporating mulch can benefit your plantings significantly.

گنجاندن مالچ می‌تواند به طور قابل توجهی به کاشت شما کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید