platinized

[ایالات متحده]/ˈplætɪnaɪzd/
[بریتانیا]/ˈplætɪnaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با پلاتین پوشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

platinized surface

سطح پلاتینه شده

platinized electrode

الکترود پلاتینه شده

platinized catalyst

کاتالیزور پلاتینه شده

platinized wire

سیم پلاتینه شده

platinized film

فیلم پلاتینه شده

platinized mesh

شبکه پلاتینه شده

platinized layer

لایه پلاتینه شده

platinized coating

روکش پلاتینه شده

platinized material

مواد پلاتینه شده

platinized sample

نمونه پلاتینه شده

جملات نمونه

the electrodes were platinized to improve their conductivity.

الکترودها برای بهبود رسانایی آنها نقره‌کاری شدند.

platinized catalysts are often used in chemical reactions.

کاتالیزورهای نقره‌کاری شده اغلب در واکنش‌های شیمیایی استفاده می‌شوند.

the surface was platinized to enhance durability.

سطح برای افزایش دوام نقره‌کاری شد.

platinized materials can resist high temperatures.

مواد نقره‌کاری شده می‌توانند در برابر دمای بالا مقاومت کنند.

researchers are studying platinized alloys for better performance.

محققان آلیاژهای نقره‌کاری شده را برای عملکرد بهتر مطالعه می‌کنند.

platinized wires are essential in certain electronic devices.

سیم‌های نقره‌کاری شده در دستگاه‌های الکترونیکی خاص ضروری هستند.

the platinized surface provided a better reaction rate.

سطح نقره‌کاری شده سرعت واکنش بهتری را فراهم کرد.

platinized electrodes are crucial for fuel cells.

الکترودهای نقره‌کاری شده برای سلول‌های سوختی بسیار مهم هستند.

he preferred platinized tools for his experiments.

او ترجیح می‌داد ابزارهای نقره‌کاری شده را برای آزمایش‌های خود استفاده کند.

the platinized coating improved the sensor's accuracy.

پوشش نقره‌کاری شده دقت سنسور را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید