platy

[ایالات متحده]/ˈplæti/
[بریتانیا]/ˈplæti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. صفحه‌مانند؛ صاف
n. (pl. platy, platys, -ties) یک جنس از ماهی‌ها شامل دم‌تیغی‌ها و ماهی‌های ماهی‌تابی که در آمریکای مرکزی یافت می‌شوند؛ سنگی که به ورقه‌های نازک و صاف تقسیم می‌شود؛ در زمین‌شناسی، به ساختار صفحه‌مانند یا صاف اشاره دارد

عبارات و ترکیب‌ها

platy fish

ماهی پلاتای

platy species

گونه‌های پلاتای

platy habitat

زیستگاه پلاتای

platy breeding

تکثیر پلاتای

platy care

مراقبت از پلاتای

platy tank

تنگ پلاتای

platy colors

رنگ‌های پلاتای

platy diet

غذای پلاتای

platy varieties

گونه‌های مختلف پلاتای

platy behavior

رفتار پلاتای

جملات نمونه

platy fish are popular in home aquariums.

ماهی‌های پلاتی در آکواریوم‌های خانگی محبوب هستند.

many people enjoy keeping platy fish as pets.

بسیاری از مردم از نگهداری ماهی‌های پلاتی به عنوان حیوان خانگی لذت می‌برند.

platy fish come in various colors and patterns.

ماهی‌های پلاتی در رنگ‌ها و الگوهای مختلف وجود دارند.

breeding platy fish can be a rewarding hobby.

تکثیر ماهی‌های پلاتی می‌تواند یک سرگرمی پاداش‌دهنده باشد.

platy fish are known for their peaceful nature.

ماهی‌های پلاتی به خاطر طبیعت آرام خود شناخته می‌شوند.

you should provide a suitable environment for platy fish.

شما باید یک محیط مناسب برای ماهی‌های پلاتی فراهم کنید.

platy fish can thrive in a community tank.

ماهی‌های پلاتی می‌توانند در یک آکواریوم اجتماعی رشد کنند.

feeding platy fish a balanced diet is essential.

تغذیه ماهی‌های پلاتی با یک رژیم غذایی متعادل ضروری است.

platy fish are easy to care for, making them ideal for beginners.

ماهی‌های پلاتی به راحتی قابل مراقبت هستند و به همین دلیل برای مبتدیان ایده آل هستند.

observing platy fish can be very relaxing.

مشاهده ماهی‌های پلاتی می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید