playlets

[ایالات متحده]/ˈpleɪlɛts/
[بریتانیا]/ˈpleɪlɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نمایش کوتاه یا اجرای دراماتیک

عبارات و ترکیب‌ها

short playlets

نمایش‌های کوتاه

thematic playlets

نمایش‌های موضوعی

interactive playlets

نمایش‌های تعاملی

educational playlets

نمایش‌های آموزشی

dramatic playlets

نمایش‌های دراماتیک

comedic playlets

نمایش‌های کمدی

one-act playlets

نمایش‌های یک پرده‌ای

original playlets

نمایش‌های اصلی

student playlets

نمایش‌های دانش‌آموزی

mini playlets

نمایش‌های کوچک

جملات نمونه

they performed several playlets at the festival.

آنها چندین نمایش کوتاه در جشنواره اجرا کردند.

the children enjoyed the short playlets during the school assembly.

کودکان از نمایش‌های کوتاه در زمان افتتاح مدرسه لذت بردند.

her drama class focuses on writing and presenting playlets.

کلاس نمایش او بر نوشتن و ارائه نمایش‌های کوتاه تمرکز دارد.

we watched a series of humorous playlets last night.

ما شب گذشته یک سری نمایش‌های کوتاه خنده‌دار تماشا کردیم.

playlets can be a great way to engage young audiences.

نمایش‌های کوتاه می‌توانند راهی عالی برای جذب مخاطبان جوان باشند.

they wrote playlets that highlighted social issues.

آنها نمایش‌هایی نوشتند که مسائل اجتماعی را برجسته می‌کردند.

the director is known for his innovative playlets.

کارگردان به خاطر نمایش‌های کوتاه نوآورانه خود مشهور است.

she directed a series of playlets for the local theater.

او یک سری نمایش کوتاه را برای تئاتر محلی کارگردانی کرد.

many playlets are performed in schools to promote creativity.

بسیاری از نمایش‌های کوتاه برای ترویج خلاقیت در مدارس اجرا می‌شوند.

he enjoys writing playlets that explore complex characters.

او از نوشتن نمایش‌هایی که شخصیت‌های پیچیده را بررسی می‌کنند لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید