skits

[ایالات متحده]/skɪts/
[بریتانیا]/skɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجراهای کمدی کوتاه؛ نوشته‌های انتقادی؛ یک گروه یا چند نفر
v. تمرین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

funny skits

اسکیچ‌های خنده‌دار

short skits

اسکیچ‌های کوتاه

comedy skits

اسکیچ‌های کمدی

improv skits

اسکیچ‌های بداهه

school skits

اسکیچ‌های مدرسه

skits night

شب اسکیچ

skits show

نمایش اسکیچ

skits competition

مسابقه اسکیچ

skits workshop

کارگاه اسکیچ

skits performance

اجرای اسکیچ

جملات نمونه

they performed hilarious skits at the comedy club.

آنها قطعات خنده‌دار بامزه در کلوپ کمدی اجرا کردند.

we watched several skits during the talent show.

ما چندین قطعه را در طول نمایش استعداد تماشا کردیم.

the students wrote their own skits for the drama class.

دانشجویان قطعات خود را برای کلاس نمایش نوشتند.

she loves to create skits for her youtube channel.

او عاشق ساخت قطعات برای کانال یوتیوب خود است.

they often use skits to teach important lessons.

آنها اغلب از قطعات برای آموزش درس های مهم استفاده می کنند.

the skits at the festival were entertaining and engaging.

قطعات در جشنواره سرگرم کننده و جذاب بودند.

he was the star of the skits performed at school.

او ستاره قطعاتی بود که در مدرسه اجرا شد.

we laughed so hard at the skits during the party.

ما خیلی خندیدیم به قطعاتی که در مهمانی اجرا شد.

improv skits can be a lot of fun to watch.

قطعات بداهه می توانند تماشای سرگرم کننده ای باشند.

they practiced their skits every day before the performance.

آنها هر روز قبل از اجرا قطعات خود را تمرین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید