playsuits

[ایالات متحده]/ˈpleɪsuːt/
[بریتانیا]/ˈpleɪsuːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پوشاک یک تکه برای ورزش یا لباس غیررسمی؛ لباس ساحلی یا لباس غیررسمی

عبارات و ترکیب‌ها

cute playsuit

لباس بازی ناز

summer playsuit

لباس بازی تابستانی

striped playsuit

لباس بازی راه راه

floral playsuit

لباس بازی گلدار

baby playsuit

لباس بازی نوزاد

casual playsuit

لباس بازی غیررسمی

denim playsuit

لباس بازی جین

short playsuit

لباس بازی کوتاه

party playsuit

لباس بازی مهمانی

elegant playsuit

لباس بازی شیک

جملات نمونه

the little girl wore a colorful playsuit to the party.

دختر کوچولو لباس بازی رنگارنگی به مهمانی پوشید.

she prefers a comfortable playsuit for summer outings.

او ترجیح می‌دهد برای گردش‌های تابستانی لباس بازی راحت بپوشد.

he bought a stylish playsuit for his vacation.

او یک لباس بازی شیک برای تعطیلاتش خرید.

playsuits are perfect for playing in the park.

لباس‌های بازی برای بازی در پارک عالی هستند.

she accessorized her playsuit with a cute belt.

او لباس بازی خود را با یک کمربند زیبا تزئین کرد.

for the beach, a lightweight playsuit is ideal.

برای ساحل، یک لباس بازی سبک وزن ایده آل است.

he found a playsuit that matched his shoes perfectly.

او یک لباس بازی پیدا کرد که به طور کامل با کفشش مطابقت داشت.

she loves the floral pattern on her new playsuit.

او طرح گلدار لباس بازی جدیدش را دوست دارد.

wearing a playsuit makes getting dressed so easy.

پوشیدن لباس بازی، لباس پوشیدن را خیلی آسان می‌کند.

he wore a playsuit to the music festival.

او لباس بازی به جشنواره موسیقی پوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید