plenaries

[ایالات متحده]/ˈplɛnəriːz/
[بریتانیا]/ˈplɛnəˌriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جلسات حاضر شده توسط تمام اعضای یک گروه

عبارات و ترکیب‌ها

plenary sessions

جلسات عمومی

plenary discussions

بحث و گفتگوهای عمومی

plenary meetings

جلسات عمومی

plenary speakers

سخنان عمومی

plenary votes

آرای عمومی

plenary agenda

بخش نامه عمومی

plenary reports

گزارشات عمومی

plenary approval

تاییدیه عمومی

plenary outcomes

نتایج عمومی

جملات نمونه

plenaries are essential for group discussions.

بحث‌های گروهی برای اجلاس‌ها ضروری هستند.

we will schedule plenaries to address key issues.

ما اجلاس‌ها را برای رسیدگی به مسائل کلیدی زمان‌بندی خواهیم کرد.

plenaries often feature guest speakers.

اجلاس‌ها اغلب با سخنرانان مهمان همراه هستند.

participants can share their insights during plenaries.

شرکت‌کنندگان می‌توانند در طول اجلاس‌ها دیدگاه‌های خود را به اشتراک بگذارند.

plenaries help in building consensus among members.

اجلاس‌ها به ایجاد اجماع در بین اعضا کمک می‌کنند.

we will have plenaries every morning at 9 am.

ما هر روز صبح ساعت 9 اجلاس خواهیم داشت.

plenaries provide a platform for collaboration.

اجلاس‌ها بستری برای همکاری فراهم می‌کنند.

it's important to prepare for plenaries in advance.

آمادگی برای اجلاس‌ها از قبل مهم است.

plenaries can be held virtually or in person.

می‌توان اجلاس‌ها را به صورت مجازی یا حضوری برگزار کرد.

feedback is often gathered during plenaries.

بازخورد اغلب در طول اجلاس‌ها جمع‌آوری می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید