| جمع | plevens |
pleven city
شهر پلون
pleven region
منطقه پلون
pleven museum
موزه پلون
pleven history
تاریخ پلون
pleven festival
جشنواره پلون
pleven park
پارک پلون
pleven culture
فرهنگ پلون
pleven events
رویدادهای پلون
pleven attractions
جاذبه های پلون
pleven university
دانشگاه پلون
he decided to pleven his plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را به تعویق بیندازد.
she will pleven the meeting until everyone is available.
او جلسه را تا زمانی که همه در دسترس باشند به تعویق خواهد انداخت.
they had to pleven their trip due to bad weather.
آنها مجبور شدند به دلیل آب و هوای نامساعد سفر خود را به تعویق بیندازند.
we should pleven our discussion for a later time.
ما باید بحث خود را برای زمانی دیگر به تعویق بیندازیم.
he plans to pleven the project deadline.
او قصد دارد مهلت پروژه را به تعویق بیندازد.
due to unforeseen circumstances, we must pleven our plans.
به دلیل شرایط پیش بینی نشده، ما باید برنامه های خود را به تعویق بیندازیم.
can we pleven our appointment to next week?
آیا می توانیم قرار ملاقات خود را به هفته آینده به تعویق بیندازیم؟
she had to pleven her flight because of a delay.
او مجبور شد به دلیل تاخیر پرواز خود را به تعویق بیندازد.
they decided to pleven the event for a better turnout.
آنها تصمیم گرفتند برای افزایش استقبال، رویداد را به تعویق بیندازند.
it's wise to pleven your decisions until you have more information.
خردمندانه است که تصمیمات خود را تا زمانی که اطلاعات بیشتری دارید به تعویق بیندازید.
pleven city
شهر پلون
pleven region
منطقه پلون
pleven museum
موزه پلون
pleven history
تاریخ پلون
pleven festival
جشنواره پلون
pleven park
پارک پلون
pleven culture
فرهنگ پلون
pleven events
رویدادهای پلون
pleven attractions
جاذبه های پلون
pleven university
دانشگاه پلون
he decided to pleven his plans for the weekend.
او تصمیم گرفت برنامههای آخر هفته خود را به تعویق بیندازد.
she will pleven the meeting until everyone is available.
او جلسه را تا زمانی که همه در دسترس باشند به تعویق خواهد انداخت.
they had to pleven their trip due to bad weather.
آنها مجبور شدند به دلیل آب و هوای نامساعد سفر خود را به تعویق بیندازند.
we should pleven our discussion for a later time.
ما باید بحث خود را برای زمانی دیگر به تعویق بیندازیم.
he plans to pleven the project deadline.
او قصد دارد مهلت پروژه را به تعویق بیندازد.
due to unforeseen circumstances, we must pleven our plans.
به دلیل شرایط پیش بینی نشده، ما باید برنامه های خود را به تعویق بیندازیم.
can we pleven our appointment to next week?
آیا می توانیم قرار ملاقات خود را به هفته آینده به تعویق بیندازیم؟
she had to pleven her flight because of a delay.
او مجبور شد به دلیل تاخیر پرواز خود را به تعویق بیندازد.
they decided to pleven the event for a better turnout.
آنها تصمیم گرفتند برای افزایش استقبال، رویداد را به تعویق بیندازند.
it's wise to pleven your decisions until you have more information.
خردمندانه است که تصمیمات خود را تا زمانی که اطلاعات بیشتری دارید به تعویق بیندازید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید