flexible pliancies
انعطاف پذیری
varied pliancies
انعطاف پذیری متنوع
structural pliancies
انعطاف پذیری ساختاری
design pliancies
انعطاف پذیری طراحی
material pliancies
انعطاف پذیری مواد
creative pliancies
انعطاف پذیری خلاقانه
cultural pliancies
انعطاف پذیری فرهنگی
social pliancies
انعطاف پذیری اجتماعی
emotional pliancies
انعطاف پذیری عاطفی
economic pliancies
انعطاف پذیری اقتصادی
the pliancies of the material make it easy to shape.
ظرافت ماده، شکل دادن به آن را آسان میکند.
in negotiations, pliancies can lead to better outcomes.
در مذاکرات، انعطافپذیری میتواند منجر به نتایج بهتری شود.
the pliancies of the rules allowed for some creative solutions.
انعطاف قوانین اجازه راهحلهای خلاقانهای را میداد.
artists often rely on the pliancies of their medium.
هنرمندان اغلب به انعطافپذیری رسانه خود متکی هستند.
her pliancies in adapting to change impressed everyone.
انعطافپذیری او در تطبیق با تغییرات، همه را تحت تأثیر قرار داد.
the pliancies of the law can sometimes be beneficial.
انعطاف قوانین گاهی اوقات میتواند مفید باشد.
understanding the pliancies of human behavior is essential.
درک انعطافپذیری رفتار انسان ضروری است.
the architect appreciated the pliancies of the design process.
معمار از انعطافپذیری فرآیند طراحی قدردانی کرد.
market pliancies can affect pricing strategies significantly.
انعطافپذیری بازار میتواند به طور قابل توجهی بر استراتژیهای قیمتگذاری تأثیر بگذارد.
his pliancies in the face of criticism showed maturity.
انعطافپذیری او در برابر انتقاد نشاندهنده بلوغ بود.
flexible pliancies
انعطاف پذیری
varied pliancies
انعطاف پذیری متنوع
structural pliancies
انعطاف پذیری ساختاری
design pliancies
انعطاف پذیری طراحی
material pliancies
انعطاف پذیری مواد
creative pliancies
انعطاف پذیری خلاقانه
cultural pliancies
انعطاف پذیری فرهنگی
social pliancies
انعطاف پذیری اجتماعی
emotional pliancies
انعطاف پذیری عاطفی
economic pliancies
انعطاف پذیری اقتصادی
the pliancies of the material make it easy to shape.
ظرافت ماده، شکل دادن به آن را آسان میکند.
in negotiations, pliancies can lead to better outcomes.
در مذاکرات، انعطافپذیری میتواند منجر به نتایج بهتری شود.
the pliancies of the rules allowed for some creative solutions.
انعطاف قوانین اجازه راهحلهای خلاقانهای را میداد.
artists often rely on the pliancies of their medium.
هنرمندان اغلب به انعطافپذیری رسانه خود متکی هستند.
her pliancies in adapting to change impressed everyone.
انعطافپذیری او در تطبیق با تغییرات، همه را تحت تأثیر قرار داد.
the pliancies of the law can sometimes be beneficial.
انعطاف قوانین گاهی اوقات میتواند مفید باشد.
understanding the pliancies of human behavior is essential.
درک انعطافپذیری رفتار انسان ضروری است.
the architect appreciated the pliancies of the design process.
معمار از انعطافپذیری فرآیند طراحی قدردانی کرد.
market pliancies can affect pricing strategies significantly.
انعطافپذیری بازار میتواند به طور قابل توجهی بر استراتژیهای قیمتگذاری تأثیر بگذارد.
his pliancies in the face of criticism showed maturity.
انعطافپذیری او در برابر انتقاد نشاندهنده بلوغ بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید