pliancies

[ایالات متحده]/ˈplaɪənsiːz/
[بریتانیا]/ˈplaɪənsiːz/

ترجمه

n. کیفیت انعطاف‌پذیری؛ انعطاف‌پذیری یا سازگاری

عبارات و ترکیب‌ها

flexible pliancies

انعطاف پذیری

varied pliancies

انعطاف پذیری متنوع

structural pliancies

انعطاف پذیری ساختاری

design pliancies

انعطاف پذیری طراحی

material pliancies

انعطاف پذیری مواد

creative pliancies

انعطاف پذیری خلاقانه

cultural pliancies

انعطاف پذیری فرهنگی

social pliancies

انعطاف پذیری اجتماعی

emotional pliancies

انعطاف پذیری عاطفی

economic pliancies

انعطاف پذیری اقتصادی

جملات نمونه

the pliancies of the material make it easy to shape.

ظرافت ماده، شکل دادن به آن را آسان می‌کند.

in negotiations, pliancies can lead to better outcomes.

در مذاکرات، انعطاف‌پذیری می‌تواند منجر به نتایج بهتری شود.

the pliancies of the rules allowed for some creative solutions.

انعطاف قوانین اجازه راه‌حل‌های خلاقانه‌ای را می‌داد.

artists often rely on the pliancies of their medium.

هنرمندان اغلب به انعطاف‌پذیری رسانه خود متکی هستند.

her pliancies in adapting to change impressed everyone.

انعطاف‌پذیری او در تطبیق با تغییرات، همه را تحت تأثیر قرار داد.

the pliancies of the law can sometimes be beneficial.

انعطاف قوانین گاهی اوقات می‌تواند مفید باشد.

understanding the pliancies of human behavior is essential.

درک انعطاف‌پذیری رفتار انسان ضروری است.

the architect appreciated the pliancies of the design process.

معمار از انعطاف‌پذیری فرآیند طراحی قدردانی کرد.

market pliancies can affect pricing strategies significantly.

انعطاف‌پذیری بازار می‌تواند به طور قابل توجهی بر استراتژی‌های قیمت‌گذاری تأثیر بگذارد.

his pliancies in the face of criticism showed maturity.

انعطاف‌پذیری او در برابر انتقاد نشان‌دهنده بلوغ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید