plowshare

[ایالات متحده]/ˈplaʊʃeə/
[بریتانیا]/ˈplaʊʃɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت برش‌دهنده یک گاوآهن؛ قسمتی از گاوآهن که خاک را برمی‌گرداند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

plowshare and sword

شخم‌زن و شمشیر

plowshare policy

سیاست شخم‌زن

plowshare movement

جنبش شخم‌زن

plowshare initiative

ابتکار عمل شخم‌زن

plowshare program

برنامه شخم‌زن

plowshare approach

رویکرد شخم‌زن

plowshare vision

چشم‌انداز شخم‌زن

plowshare concept

مفهوم شخم‌زن

plowshare legacy

میراث شخم‌زن

جملات نمونه

the farmer used a plowshare to prepare the land for planting.

کشاورز از یک نوک شخم برای آماده کردن زمین برای کاشت استفاده کرد.

in ancient times, a plowshare symbolized peace and prosperity.

در زمان‌های قدیم، یک نوک شخم نماد صلح و رفاه بود.

he decided to turn his sword into a plowshare.

او تصمیم گرفت شمشیر خود را به یک نوک شخم تبدیل کند.

they crafted the plowshare from high-quality steel.

آنها نوک شخم را از فولاد با کیفیت بالا ساختند.

the plowshare is essential for effective farming.

نوک شخم برای کشاورزی موثر ضروری است.

farmers often replace the plowshare to maintain efficiency.

کشاورزان اغلب نوک شخم را برای حفظ کارایی تعویض می کنند.

he admired the craftsmanship of the old plowshare.

او از هنر ساخت نوک شخم قدیمی تحسین کرد.

she learned how to attach the plowshare to the tractor.

او یاد گرفت که چگونه نوک شخم را به تراکتور متصل کند.

the plowshare broke during the heavy tilling.

در حین شخم کاری سنگین، نوک شخم شکست.

using a plowshare can greatly improve soil quality.

استفاده از نوک شخم می تواند به طور قابل توجهی کیفیت خاک را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید