pluralist

[ایالات متحده]/ˈplʊərəlɪst/
[بریتانیا]/ˈplʊrəlɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که بیش از یک سمت کلیسایی دارد، یک کارمند پاره‌وقت.

جملات نمونه

pluralist society values diversity

جامعه‌ی پلی‌سی ارزش‌ها تنوع را ارج می‌نهد

pluralist society embraces different beliefs

جامعه‌ی پلی‌سی باورهای مختلف را در بر می‌گیرد

pluralist approach encourages inclusivity

رویکرد پلی‌سی، فراگیری را تشویق می‌کند

نمونه‌های واقعی

We live in a pluralist society, people disagree about the good.

ما در یک جامعه چندگانه زندگی می‌کنیم، مردم در مورد خیر سرای اختلاف دارند.

منبع: Harvard University Open Course "Justice: What's the Right Thing to Do?"

One common view is known as the pluralist model, which sees power as being very widely distributed.

یک دیدگاه رایج به مدل چندگانه معروف است، که قدرت را به طور گسترده توزیع شده می‌بیند.

منبع: Sociology Crash Course

From the sermons and letters of Saints Peter and Paul writing to the early Christians, we have advice on how to live in a pluralist world.

از واعظات و نامه‌های سنت پیتر و سنت پل که برای مسیحیان اولیه می‌نوشتند، نصیحتی در مورد نحوه زندگی در یک دنیای چندگانه داریم.

منبع: BBC Listening February 2015 Collection

Let me take you into that dining-room and show you the Rev. Adolphus Irwine, Rector of Broxton, Vicar of Hayslope, and Vicar of Blythe, a pluralist at whom the severest Church reformer would have found it difficult to look sour.

به شما اجازه دهید شما را به آن اتاق غذاخوری ببرم و پدر ادلفوس ایروین، کشیش بروکسٹن، کشیش هیسلوپ و کشیش بلایت، یک فرد چندگانه را نشان دهم که حتی سخت‌گیرانه‌ترین اصلاح‌کننده کلیسا هم نمی‌توانست به او با حالتی گرفته نگاه کند.

منبع: Adam Bede (Part One)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید