pmns

[ایالات متحده]/ˌpiː em en ˈes/
[بریتانیا]/ˌpiː em en ˈes/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخفف پلی‌مورفونوکلئار نوتروفیل؛ نوعی گلبول سفید با هسته چندتکه که با عفونت باکتریایی مبارزه می‌کند.

جملات نمونه

she suffers from severe pms symptoms every month.

او هر ماه علائم شدید PMS را تجربه می‌کند.

hormonal changes during pms can cause mood swings.

تغییرات هورمونی در دوران PMS می‌تواند باعث تغییرات خلقی شود.

many women find that exercise helps relieve pms discomfort.

بسیاری از زنان متوجه می‌شوند که ورزش به کاهش ناراحتی PMS کمک می‌کند.

pms is common among teenage girls and adult women.

PMS در دختران نوجوانی و زنان بزرگسال رایج است.

the exact cause of pms remains unknown to researchers.

علت دقیق PMS هنوز برای محققان مشخص نیست.

she experiences bloating and breast tenderness during pms.

او در دوران PMS دچار نفخ و حساسیت در سینه می‌شود.

some women have more severe pms than others.

برخی از زنان PMS شدیدتری نسبت به دیگران دارند.

pms awareness has increased significantly in recent years.

آگاهی در مورد PMS در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

her pms symptoms usually disappear once her period starts.

علائم PMS او معمولاً پس از شروع پریود از بین می‌روند.

doctors may prescribe medication for managing chronic pms.

پزشکان ممکن است دارویی برای مدیریت PMS مزمن تجویز کنند.

pms and its effects on daily life should not be underestimated.

PMS و تأثیرات آن بر زندگی روزمره نباید دست کم گرفته شوند.

dietary changes can make a noticeable difference in pms severity.

تغییرات رژیمی می‌تواند تفاوت قابل توجهی در شدت PMS ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید