pneumatics

[ایالات متحده]/njuːˈmætɪks/
[بریتانیا]/nuˈmætɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌ای از مکانیک که به خواص مکانیکی گازها می‌پردازد

عبارات و ترکیب‌ها

pneumatics system

سیستم پنوماتیک

pneumatics tools

ابزارهای پنوماتیک

pneumatics technology

فناوری پنوماتیک

pneumatics control

کنترل پنوماتیک

pneumatics cylinder

سیلندر پنوماتیک

pneumatics actuator

عملگر پنوماتیک

pneumatics pressure

فشار پنوماتیک

pneumatics circuit

مدار پنوماتیک

pneumatics equipment

تجهیزات پنوماتیک

pneumatics application

کاربرد پنوماتیک

جملات نمونه

pneumatics play a crucial role in automation technology.

پنوماتیک نقش مهمی در فناوری اتوماسیون ایفا می‌کند.

the pneumatics system needs regular maintenance to function properly.

سیستم پنوماتیک برای عملکرد صحیح نیاز به نگهداری منظم دارد.

understanding pneumatics is essential for engineers in manufacturing.

درک پنوماتیک برای مهندسان در تولید ضروری است.

pneumatics can be used to power various tools and machines.

می‌توان از پنوماتیک برای تامین نیرو به ابزارها و ماشین‌های مختلف استفاده کرد.

many industries rely on pneumatics for efficient operations.

بسیاری از صنایع برای عملکرد کارآمد به پنوماتیک متکی هستند.

the workshop has a dedicated area for pneumatics training.

کارگاه دارای یک فضای اختصاصی برای آموزش پنوماتیک است.

pneumatics technology continues to evolve with new innovations.

فناوری پنوماتیک با نوآوری‌های جدید به طور مداوم در حال تکامل است.

safety measures are essential when working with pneumatics.

هنگام کار با پنوماتیک، اقدامات ایمنی ضروری هستند.

pneumatics can improve the speed of production processes.

می‌توان از پنوماتیک برای بهبود سرعت فرآیندهای تولید استفاده کرد.

training in pneumatics is offered at many technical schools.

آموزش پنوماتیک در بسیاری از مدارس فنی ارائه می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید