poa plant
گیاه پوا
poa grass
چمن پوا
poa species
گونههای پوا
poa annua
پوا آنوا
poa trivialis
پوا تریویالیس
poa nemoralis
پوا نمورالیس
poa compressa
پوا کمپرسدا
poa palustris
پوا پالاستریس
poa bulbosa
پوا بولبوزا
poa secunda
پوا سکوندا
she has a poa for organizing events.
او یک توانایی ذاتی برای سازماندهی رویدادها دارد.
he showed a poa for understanding complex theories.
او توانایی ذاتی برای درک نظریههای پیچیده را نشان داد.
they have a poa for creating innovative designs.
آنها یک توانایی ذاتی برای ایجاد طرحهای نوآورانه دارند.
her poa for languages is impressive.
توانایی ذاتی او برای زبانها بسیار چشمگیر است.
he has a natural poa for playing the piano.
او یک توانایی ذاتی برای نواختن پیانو دارد.
she demonstrated a poa for leadership during the project.
او توانایی ذاتی برای رهبری را در طول پروژه نشان داد.
he has a poa for solving mathematical problems.
او یک توانایی ذاتی برای حل مسائل ریاضی دارد.
her poa for storytelling captivates everyone.
توانایی ذاتی او برای تعریف داستان همه را مجذوب خود میکند.
they recognized his poa for negotiation.
آنها توانایی ذاتی او برای مذاکره را تشخیص دادند.
she has a poa for making people feel comfortable.
او یک توانایی ذاتی برای اینکه مردم احساس راحتی کنند دارد.
poa plant
گیاه پوا
poa grass
چمن پوا
poa species
گونههای پوا
poa annua
پوا آنوا
poa trivialis
پوا تریویالیس
poa nemoralis
پوا نمورالیس
poa compressa
پوا کمپرسدا
poa palustris
پوا پالاستریس
poa bulbosa
پوا بولبوزا
poa secunda
پوا سکوندا
she has a poa for organizing events.
او یک توانایی ذاتی برای سازماندهی رویدادها دارد.
he showed a poa for understanding complex theories.
او توانایی ذاتی برای درک نظریههای پیچیده را نشان داد.
they have a poa for creating innovative designs.
آنها یک توانایی ذاتی برای ایجاد طرحهای نوآورانه دارند.
her poa for languages is impressive.
توانایی ذاتی او برای زبانها بسیار چشمگیر است.
he has a natural poa for playing the piano.
او یک توانایی ذاتی برای نواختن پیانو دارد.
she demonstrated a poa for leadership during the project.
او توانایی ذاتی برای رهبری را در طول پروژه نشان داد.
he has a poa for solving mathematical problems.
او یک توانایی ذاتی برای حل مسائل ریاضی دارد.
her poa for storytelling captivates everyone.
توانایی ذاتی او برای تعریف داستان همه را مجذوب خود میکند.
they recognized his poa for negotiation.
آنها توانایی ذاتی او برای مذاکره را تشخیص دادند.
she has a poa for making people feel comfortable.
او یک توانایی ذاتی برای اینکه مردم احساس راحتی کنند دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید