pocks

[ایالات متحده]/pɒks/
[بریتانیا]/pɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه‌هایی که توسط آبله یا لکه‌ها باقی مانده است؛ نام خانوادگی؛ یک نام؛ اختصار برای Pock
vt. باعث ایجاد لکه‌ها یا نشانه‌ها شدن

عبارات و ترکیب‌ها

chicken pocks

خارش مرغی

small pocks

خارش‌های کوچک

pox pocks

خارش‌های آبله‌ای

pock marks

جواه‌های آبله‌ای

pock scars

اسکارهای آبله‌ای

pock face

چهره مبتلا به آبله

pock vaccine

واکسن آبله

pock treatment

درمان آبله

pock infection

عفونت آبله

pock outbreak

شیوع آبله

جملات نمونه

she has pocks on her face from the chickenpox.

او جوش‌هایی روی صورتش به دلیل آبله مرغان دارد.

his skin was marked with small pocks after the illness.

پوست او پس از بیماری با جوش‌های کوچک پوشیده شده بود.

the doctor said the pocks would fade over time.

پزشک گفت این جوش‌ها با گذشت زمان محو خواهند شد.

she was self-conscious about the pocks on her arms.

او در مورد جوش‌هایی که روی بازوهایش داشت خودآگاه بود.

he used cream to help reduce the appearance of pocks.

او از کرم برای کمک به کاهش ظاهر جوش‌ها استفاده کرد.

the pocks left behind scars that took years to heal.

جوش‌ها جای زخم‌هایی را به جا گذاشتند که سال‌ها طول کشید تا التیام یابند.

she was worried that the pocks would affect her beauty.

او نگران بود که جوش‌ها ممکن است بر زیبایی او تأثیر بگذارند.

he noticed that the pocks were more visible in sunlight.

او متوجه شد که جوش‌ها در نور خورشید بیشتر قابل مشاهده هستند.

after the treatment, the pocks became less pronounced.

پس از درمان، جوش‌ها کمتر برجسته شدند.

she learned to embrace her skin, pocks and all.

او یاد گرفت که پوست خود را با تمام وجود، از جمله جوش‌ها، بپذیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید