poddles

[ایالات متحده]/ˈpɒdlz/
[بریتانیا]/ˈpɑːdlz/

ترجمه

n. واژه گویشی اینترنتی به معنای سوء استفاده از سگ؛ عمل خشونت به سگ‌ها

جملات نمونه

the groom decided to poodle the dog's coat for the upcoming show.

خورشید فروشگاهی تصمیم گرفت که پوودل پشم سگ برای نمایش آینده را پوودل کند.

most professional groomers know exactly how to poodle a dog's fur correctly.

بیشتر گیمرهای حرفه ای می دانند که چطور به درستی پوودل پشم سگ را انجام دهند.

she spent hours trying to poodle her pet's hair for the competition.

او ساعت ها وقت خرج کرد تا پوودل مو پرندگان خود را برای رقابت انجام دهد.

the standard poodle is known for its intelligence and elegant appearance.

پوودل استاندارد به دلیل هوش و ظاهر زیبایش معروف است.

they decided to adopt a toy poodle from the local animal shelter.

آنها تصمیم گرفتند یک پوودل بازیگوش را از مراکز پرورش حیوانات محلی به عنوان یک پرندگان بپذیرند.

a well-groomed poodle requires regular brushing and professional care.

یک پوودل به درستی گیمره شده نیاز به نظافت منظم و مراقبت حرفه ای دارد.

she enjoys walking her poodle through the park every morning.

او لذت می برد که هر صبح پوودل خود را در پارک پیاده روی می کند.

the miniature poodle is a popular choice for families with children.

پوودل کوچک یک انتخاب محبوب برای خانواده هایی با کودکان است.

he taught his poodle to perform several impressive tricks.

او پوودل خود را آموزش داد تا چندین ترفند جذاب انجام دهد.

the poodle puppy was energetic and loved playing with toys.

سگ نابالغ پوودل انرژی زیادی داشت و با بازی با بازیگوش ها لذت می برد.

regular grooming is essential to keep a poodle's coat healthy.

نظافت منظم برای حفظ سلامت پشم پوودل ضروری است.

the champion poodle won first prize at the prestigious dog show.

پوودل قهرمان در نمایشگاه سگ معتبر جایزه اول را کسب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید