polearm

[ایالات متحده]/ˈpəʊlɑːm/
[بریتانیا]/ˈpoʊlɑːrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلاحی با یک کژال (قطب) بلند و یک تیغه یا نوک در انتهای آن؛ سلاحی با دسته بلند

عبارات و ترکیب‌ها

polearm training

آموزش نیزه

polearm fighter

نبرد کننده نیزه

polearm combat

نبرد با نیزه

carry a polearm

حمل نیزه

wielding polearms

به دست داشتن نیزه

polished polearm

نیزه صیقلی

broken polearm

نیزه شکسته

polearm drills

تمرینات نیزه

polearms ready

نیزه آماده

buy polearms

خرید نیزه

جملات نمونه

the guard raised his polearm and blocked the charging horse.

نگهبان نیزه خود را بالا برد و اسب مهاجم را متوقف کرد.

she trained daily with a polearm to improve her reach and balance.

او روزانه با نیزه تمرین می‌کرد تا برد و تعادل خود را بهبود بخشد.

the museum displayed an ornate polearm in a glass case.

موزه یک نیزه تزئینی را در یک ویترین نمایش می‌داد.

he learned to wield a polearm in tight formation without striking allies.

او یاد گرفت که چگونه نیزه را در ساختار متراکم بدون برخورد به هم‌پیمانان به دست آورد.

the blacksmith forged a new polearm head and fitted it to ash wood.

جوشکار سر نیزه جدیدی را آهنگری کرد و آن را به چوب درختان مناسب نصب کرد.

in the reenactment, soldiers carried a polearm over the shoulder on long marches.

در بازسازی، سربازان نیزه را روی شانه حمل می‌کردند و مسیرهای طولانی را طی می‌کردند.

the commander ordered the front line to brace with polearms against the assault.

فرمانده دستور داد خط مقدم با نیزه‌ها در برابر حمله خود را مستحکم کند.

he kept a polearm within arm’s reach to guard the doorway at night.

او یک نیزه را در دسترس نگه داشت تا در شب از در ورودی محافظت کند.

the instructor demonstrated a polearm thrust, then a hook to pull the shield aside.

مربی یک ضربه نیزه را نشان داد، سپس یک قلاب برای کنار زدن سپر.

they practiced polearm drills until their footwork matched the rhythm of the line.

آنها تمرینات نیزه را انجام می‌دادند تا زمانی که گام‌هایشان با ریتم خط مطابقت داشت.

a well-made polearm can keep an opponent at bay with minimal effort.

یک نیزه خوب می‌تواند با کمترین تلاش، حریف را دور نگه دارد.

she hung the ceremonial polearm on the wall as a symbol of office.

او نیزه تشریفاتی را به عنوان نماد مقام بر روی دیوار آویزان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید