pollster

[ایالات متحده]/ˈpəʊlstə(r)/
[بریتانیا]/ˈpoʊlstər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارشناس در نظرسنجی عمومی؛ کسی که نظرسنجی‌ها را برای جمع‌آوری و تحلیل نظرات عمومی انجام می‌دهد.
Word Forms
جمعpollsters

جملات نمونه

Pollsters massaged the numbers to favor their candidate.

شرکت های نظرسنجی اعداد را دستکاری کردند تا نامزد خود را ترجیح دهند.

The pollster conducted a survey to gather public opinion.

این نظرسنج‌گر برای جمع‌آوری نظر عمومی یک نظرسنجی انجام داد.

The pollster predicted the election results with high accuracy.

این نظرسنج‌گر با دقت بالا پیش‌بینی کرد که نتایج انتخابات چه خواهند بود.

The pollster analyzed the data collected from the survey.

این نظرسنج‌گر داده‌های جمع‌آوری‌شده از نظرسنجی را تجزیه و تحلیل کرد.

The pollster's findings were published in the newspaper.

یافته‌های این نظرسنج‌گر در روزنامه منتشر شد.

The pollster's methodology was questioned by some critics.

روش‌شناسی این نظرسنج‌گر توسط برخی از منتقدان مورد سوال قرار گرفت.

The pollster's report influenced public perception of the issue.

گزارش این نظرسنج‌گر بر درک عمومی از این موضوع تأثیر گذاشت.

The pollster interviewed a diverse group of participants for the study.

این نظرسنج‌گر با یک گروه متنوع از شرکت‌کنندگان برای مطالعه مصاحبه کرد.

The pollster used statistical analysis to interpret the survey results.

این نظرسنج‌گر از تجزیه و تحلیل آماری برای تفسیر نتایج نظرسنجی استفاده کرد.

The pollster's reputation for accuracy made them a trusted source of information.

شهرت این نظرسنج‌گر برای دقت، آن‌ها را به یک منبع اطلاعات مورد اعتماد تبدیل کرد.

The pollster's predictions were in line with the actual outcome of the election.

پیش‌بینی‌های این نظرسنج‌گر با نتیجه واقعی انتخابات مطابقت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید