interviewee

[ایالات متحده]/ˌɪntəvjuːˈiː/
[بریتانیا]/ˌɪntərvjuːˈiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که مورد مصاحبه قرار می‌گیرد؛ شخصی که مورد بررسی یا مصاحبه قرار می‌گیرد.

جملات نمونه

nineteen of the interviewees had never worked.

نوزده نفر از مصاحبه‌کنندگان تا به حال کار نکرده بودند.

The interviewee was asked a series of challenging questions.

از مصاحبه‌شونده یک سری سؤالات چالش‌برانگیز پرسیده شد.

The interviewee demonstrated excellent communication skills.

مصاحبه‌شونده مهارت‌های ارتباطی عالی از خود نشان داد.

The interviewee's qualifications were impressive.

صلاحیت‌های مصاحبه‌شونده چشمگیر بودند.

The interviewee's responses were well thought out.

پاسخ‌های مصاحبه‌شونده با دقت و تفکر خوب ارائه شده بودند.

The interviewee was confident and poised during the interview.

مصاحبه‌شونده در طول مصاحبه با اعتماد به نفس و متین بود.

The interviewee's experience aligned well with the job requirements.

تجربه مصاحبه‌شونده به خوبی با الزامات شغلی مطابقت داشت.

The interviewee was articulate and articulate in expressing their ideas.

مصاحبه‌شونده در بیان ایده‌های خود واضح و رسا بود.

The interviewee's references spoke highly of their work ethic.

مراجع مصاحبه‌شونده از اخلاق کاری آنها بسیار تمجید کردند.

The interviewee's body language conveyed confidence and professionalism.

زبان بدن مصاحبه‌شونده اعتماد به نفس و حرفه‌ای بودن را نشان می‌داد.

The interviewee's performance during the group exercise was commendable.

عملکرد مصاحبه‌شونده در طول تمرین گروه قابل تحسین بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید