polyamory

[ایالات متحده]/ˌpɒliˈæməri/
[بریتانیا]/ˌpɑːliˈæməri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت یا عمل داشتن بیش از یک رابطه عاشقانه باز

عبارات و ترکیب‌ها

polyamory relationships

روابط چند شریکی

polyamory community

جامعه چند شریکی

polyamory practice

عمل چند شریکی

polyamory lifestyle

سبک زندگی چند شریکی

polyamory ethics

اخلاق چند شریکی

polyamory agreement

توافق چند شریکی

polyamory support

حمایت چند شریکی

polyamory discussion

بحث چند شریکی

polyamory network

شبکه چند شریکی

polyamory terms

اصطلاحات چند شریکی

جملات نمونه

polyamory allows for multiple loving relationships.

پلی‌عشق این امکان را فراهم می‌کند که روابط عاشقانه متعددی وجود داشته باشد.

many people practice polyamory to explore their feelings.

بسیاری از افراد پلی‌عشق را برای کشف احساسات خود انجام می‌دهند.

communication is key in a polyamory relationship.

ارتباط، کلید اصلی در یک رابطه پلی‌عشق است.

polyamory challenges traditional notions of love.

پلی‌عشق، باورهای سنتی در مورد عشق را به چالش می‌کشد.

some people find happiness in polyamory.

برخی افراد در پلی‌عشق خوشحال می‌شوند.

polyamory requires honesty and trust among partners.

پلی‌عشق نیازمند صداقت و اعتماد متقابل بین شرکا است.

understanding boundaries is essential in polyamory.

درک مرزها در پلی‌عشق ضروری است.

polyamory can enrich emotional connections.

پلی‌عشق می‌تواند ارتباطات عاطفی را غنی‌تر کند.

they attended a workshop on polyamory together.

آنها با هم در یک کارگاه آموزشی در مورد پلی‌عشق شرکت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید