polydactyl cat
گربه با انگشتان اضافی
polydactyl trait
ویژگی چند انگشتی
polydactyl syndrome
سندرم چند انگشتی
polydactylism condition
وضعیت چند انگشتی
polydactyl digits
انگشتان اضافی
polydactyl species
گونههای چند انگشتی
polydactyl features
ویژگیهای چند انگشتی
polydactyl paws
پنجههای چند انگشتی
polydactyl condition
وضعیت چند انگشتی
polydactyl animals
حیوانات چند انگشتی
polydactyl cats are known for having extra toes.
گربههای پلیداکتیل به داشتن پنجههای اضافی معروف هستند.
many polydactyl breeds are popular among cat enthusiasts.
بسیاری از نژادهای پلیداکتیل در میان علاقهمندان به گربه محبوب هستند.
she adopted a polydactyl kitten from the shelter.
او یک توله گربه پلیداکتیل را از سرپناهگاه به فرزندی پذیرفت.
polydactylism is a genetic trait that can occur in various species.
پلیداکتیلی یک ویژگی ژنتیکی است که میتواند در گونههای مختلف رخ دهد.
some people consider polydactyl cats to be good luck.
برخی افراد گربههای پلیداکتیل را شانس خوب میدانند.
the polydactyl mutation can be traced back to certain breeds.
جهش پلیداکتیل را میتوان به نژادهای خاصی نسبت داد.
he was fascinated by the unique features of polydactyl animals.
او به ویژگیهای منحصر به فرد حیوانات پلیداکتیل علاقه داشت.
polydactyl traits can sometimes lead to health issues.
ویژگیهای پلیداکتیل گاهی اوقات میتواند منجر به مشکلات سلامتی شود.
artists often depict polydactyl creatures in their works.
هنرمندان اغلب موجودات پلیداکتیل را در آثار خود به تصویر میکشند.
she was surprised to find a polydactyl paw in her new kitten.
او از یافتن پنجه پلیداکتیل در توله گربه جدیدش تعجب کرد.
polydactyl cat
گربه با انگشتان اضافی
polydactyl trait
ویژگی چند انگشتی
polydactyl syndrome
سندرم چند انگشتی
polydactylism condition
وضعیت چند انگشتی
polydactyl digits
انگشتان اضافی
polydactyl species
گونههای چند انگشتی
polydactyl features
ویژگیهای چند انگشتی
polydactyl paws
پنجههای چند انگشتی
polydactyl condition
وضعیت چند انگشتی
polydactyl animals
حیوانات چند انگشتی
polydactyl cats are known for having extra toes.
گربههای پلیداکتیل به داشتن پنجههای اضافی معروف هستند.
many polydactyl breeds are popular among cat enthusiasts.
بسیاری از نژادهای پلیداکتیل در میان علاقهمندان به گربه محبوب هستند.
she adopted a polydactyl kitten from the shelter.
او یک توله گربه پلیداکتیل را از سرپناهگاه به فرزندی پذیرفت.
polydactylism is a genetic trait that can occur in various species.
پلیداکتیلی یک ویژگی ژنتیکی است که میتواند در گونههای مختلف رخ دهد.
some people consider polydactyl cats to be good luck.
برخی افراد گربههای پلیداکتیل را شانس خوب میدانند.
the polydactyl mutation can be traced back to certain breeds.
جهش پلیداکتیل را میتوان به نژادهای خاصی نسبت داد.
he was fascinated by the unique features of polydactyl animals.
او به ویژگیهای منحصر به فرد حیوانات پلیداکتیل علاقه داشت.
polydactyl traits can sometimes lead to health issues.
ویژگیهای پلیداکتیل گاهی اوقات میتواند منجر به مشکلات سلامتی شود.
artists often depict polydactyl creatures in their works.
هنرمندان اغلب موجودات پلیداکتیل را در آثار خود به تصویر میکشند.
she was surprised to find a polydactyl paw in her new kitten.
او از یافتن پنجه پلیداکتیل در توله گربه جدیدش تعجب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید