polydirectional

[ایالات متحده]/ˌpɒlɪdɪˈrɛkʃənəl/
[بریتانیا]/ˌpɑːlɪdɪˈrɛkʃənl/

ترجمه

adj. دارای چندین جهت; چندجهتی

عبارات و ترکیب‌ها

polydirectional flow

جریان چندجهته

polydirectional antenna

آنتن چندجهته

polydirectional sensor

حسگر چندجهته

polydirectional motion

حرکت چندجهته

polydirectional communication

ارتباط چندجهته

polydirectional system

سیستم چندجهته

polydirectional data

داده چندجهته

polydirectional network

شبکه چندجهته

polydirectional input

ورودی چندجهته

polydirectional output

خروجی چندجهته

جملات نمونه

polydirectional communication is essential in modern networks.

ارتباط چندجهته برای شبکه‌های مدرن ضروری است.

the robot is designed for polydirectional movement.

ربات برای حرکت چندجهته طراحی شده است.

polydirectional antennas can improve signal reception.

آنتن‌های چندجهته می‌توانند دریافت سیگنال را بهبود بخشند.

we need a polydirectional approach to solve this problem.

ما به یک رویکرد چندجهته برای حل این مشکل نیاز داریم.

polydirectional traffic flow can enhance urban mobility.

جریان ترافیک چندجهته می‌تواند تحرک شهری را افزایش دهد.

the polydirectional nature of the device allows for greater flexibility.

طبیعت چندجهته دستگاه به انعطاف‌پذیری بیشتر اجازه می‌دهد.

in robotics, polydirectional sensors are becoming increasingly popular.

در رباتیک، سنسورهای چندجهته به طور فزاینده‌ای محبوب می‌شوند.

polydirectional lighting can create a more dynamic atmosphere.

نورپردازی چندجهته می‌تواند فضایی پویا‌تر ایجاد کند.

the polydirectional strategy helped the team achieve their goals.

استراتژی چندجهته به تیم کمک کرد تا به اهداف خود برسند.

polydirectional feedback is crucial for effective learning.

بازخورد چندجهته برای یادگیری مؤثر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید