pompeys

[ایالات متحده]/ˈpɒm.piz/
[بریتانیا]/ˈpɑːm.piz/

ترجمه

n. یک ژنرال رومی شناخته شده به خاطر کارنامه نظامی و سیاسی‌اش.

عبارات و ترکیب‌ها

pompeys pillar

ستون پمپئی

pompeys cave

غار پمپئی

pompeys army

ارتش پمپئی

pompeys revenge

انتقام پمپئی

pompeys legacy

میراث پمپئی

pompeys way

راه پمپئی

pompeys camp

اردوگاه پمپئی

pompeys fortress

قلعه پمپئی

pompeys battle

نبرد پمپئی

pompeys strategy

استراتژی پمپئی

جملات نمونه

pompeys are known for their strategic military tactics.

پومپئوس‌ها به خاطر تاکتیک‌های نظامی استراتژیک خود مشهور هستند.

the history of pompeys is fascinating and complex.

تاریخ پومپئوس‌ها جذاب و پیچیده است.

many historians study pompeys' impact on roman politics.

بسیاری از مورخان تأثیر پومپئوس‌ها بر سیاست‌های رومی را مطالعه می‌کنند.

pompeys played a crucial role in the roman republic.

پومپئوس‌ها نقش مهمی در جمهوری روم ایفا کردند.

the rivalry between pompeys and caesar was legendary.

رقابت بین پومپئوس‌ها و سزار افسانه‌ای بود.

pompeys' alliances shaped the course of roman history.

ائتلاف‌های پومپئوس‌ها مسیر تاریخ روم را شکل دادند.

many battles were fought under pompeys' command.

در فرماندهی پومپئوس‌ها بسیاری از نبردها درگرفت.

pompeys was a key figure during the late republic.

پومپئوس‌ها چهره کلیدی در دوران جمهوری پایانی بودند.

understanding pompeys' strategies can help in military studies.

درک استراتژی‌های پومپئوس‌ها می‌تواند در مطالعات نظامی کمک کند.

pompeys' legacy continues to influence modern leadership.

میراث پومپئوس‌ها همچنان بر رهبری مدرن تأثیر می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید