pongo

[ایالات متحده]/ˈpɒŋɡəʊ/
[بریتانیا]/ˈpɑːŋɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی میمون آفریقایی؛ شامپانزه؛ اصطلاح عامیانه برای سرباز.
Word Forms
جمعpongoes

عبارات و ترکیب‌ها

pongo dance

رقص پونگو

pongo species

گونه‌های پونگو

pongo habitat

زیستگاه پونگو

pongo conservation

حفاظت از پونگو

pongo research

تحقیقات پونگو

pongo population

جمعیت پونگو

pongo behavior

رفتار پونگو

pongo diet

رژیم غذایی پونگو

pongo interaction

تعامل پونگو

pongo vocalization

آهنگ صوتی پونگو

جملات نمونه

he decided to pongo his plans for the weekend.

او تصمیم گرفت برنامه‌های آخر هفته خود را پیش ببرد.

let's pongo a meeting to discuss the project.

بیایید یک جلسه برای بحث در مورد پروژه برگزار کنیم.

she always likes to pongo her thoughts into writing.

او همیشه دوست دارد افکار خود را به صورت نوشتاری بیان کند.

they need to pongo the details before the presentation.

آنها باید جزئیات را قبل از ارائه مشخص کنند.

we should pongo our differences aside and work together.

ما باید اختلافات خود را کنار بگذاریم و با هم کار کنیم.

he tends to pongo his feelings instead of expressing them.

او معمولاً احساسات خود را به جای بیان آنها سرکوب می‌کند.

it’s important to pongo safety first in any situation.

در هر شرایطی، اولویت دادن به ایمنی بسیار مهم است.

can we pongo our resources to improve efficiency?

آیا می‌توانیم منابع خود را برای بهبود کارایی بسیج کنیم؟

she likes to pongo her creativity into her art.

او دوست دارد خلاقیت خود را در هنر خود به کار ببرد.

he suggested we pongo a budget for the event.

او پیشنهاد کرد که ما بودجه‌ای برای این رویداد تعیین کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید