gorilla

[ایالات متحده]/gə'rɪlə/
[بریتانیا]/ɡəˈrɪlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پستاندار بزرگ با ساختار تنومند و موی زبر (20 کلمه).

عبارات و ترکیب‌ها

silverback gorilla

گوریلای پشتی نقره‌ای

جملات نمونه

The gorilla at the zoo is very playful.

گوریلا در باغ وحش بسیار بازیگوش است.

The gorilla exhibit is a popular attraction for visitors.

نمایشگاه گوریلا یک جاذبه محبوب برای بازدیدکنندگان است.

The gorilla beat its chest as a display of dominance.

گوریلا به عنوان نشانه تسلط، سینه‌اش را می‌کوبید.

Gorillas are known for their strength and intelligence.

گوریلاها به خاطر قدرت و هوششان شناخته شده اند.

The gorilla sanctuary aims to protect these endangered animals.

حمامگاه گوریلا هدف آن محافظت از این حیوانات در معرض خطر است.

The baby gorilla clung to its mother as they swung through the trees.

بچه گوریلا در حالی که از درختان بالا می‌رفتند، به مادرش چسبید.

Researchers observed the gorilla behavior in their natural habitat.

محققان رفتار گوریلا را در زیستگاه طبیعی آنها مشاهده کردند.

The silverback gorilla is the leader of the troop.

گوریلای نقره‌ای رهبر گروه است.

Visitors can watch the gorillas from a safe distance.

بازدیدکنندگان می‌توانند گوریلاها را از فاصله امن تماشا کنند.

The gorilla conservation efforts have helped increase their population.

تلاش‌های حفظ گوریلا به افزایش جمعیت آنها کمک کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید