ponies

[ایالات متحده]/ˈpəʊniz/
[بریتانیا]/ˈpoʊniz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسب‌های کوچک، معمولاً کمتر از 14.2 دست قد
v. سوم شخص مفرد از pony

عبارات و ترکیب‌ها

little ponies

اسب‌های کوچک

my little ponies

اسب‌های کوچک من

cute ponies

اسب‌های دوست داشتنی

friendly ponies

اسب‌های دوستانه

happy ponies

اسب‌های شاد

colorful ponies

اسب‌های رنگارنگ

riding ponies

اسب‌های سواری

playful ponies

اسب‌های بازیگوش

wild ponies

اسب‌های وحشی

miniature ponies

اسب‌های مینیاتوری

جملات نمونه

many children love to ride ponies.

بسیاری از کودکان عاشق سوارکاری با مینیاتوری هستند.

ponies are smaller than horses but just as friendly.

مینیاتوری‌ها از اسب‌ها کوچکتر اما به همان اندازه دوستانه هستند.

she has a collection of toy ponies.

او مجموعه‌ای از مینیاتوری‌های اسباب‌بازی دارد.

ponies can be great companions for young riders.

مینیاتوری‌ها می‌توانند همراهان خوبی برای سوارکاران جوان باشند.

in the summer, we often go to the farm to see the ponies.

در تابستان، ما اغلب برای دیدن مینیاتوری‌ها به مزرعه می‌رویم.

training ponies requires patience and skill.

آموزش مینیاتوری‌ها نیاز به صبر و مهارت دارد.

the pony show featured many talented young riders.

نمایش مینیاتوری‌ها شامل بسیاری از سوارکاران جوان با استعداد بود.

she dreams of owning a pony one day.

او رویای داشتن یک مینیاتوری را یک روز دارد.

ponies are often used in children's riding lessons.

مینیاتوری‌ها اغلب در کلاس‌های سوارکاری کودکان استفاده می‌شوند.

the festival included a parade of colorful ponies.

جشنواره شامل یک رژه از مینیاتوری‌های رنگارنگ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید