poppa

[ایالات متحده]/ˈpɒpə/
[بریتانیا]/ˈpɑːpə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پدر; بابا; دایی (غیررسمی); اصطلاح غیررسمی برای پدر

عبارات و ترکیب‌ها

poppa bear

خرس بابا

poppa's home

خانه بابا

poppa's boy

پسر بابا

poppa loves

بابا دوست دارد

poppa's pride

افتخار بابا

poppa's car

ماشین بابا

poppa's advice

توصیه بابا

poppa's hug

عناق بابا

poppa's smile

لبخند بابا

poppa's joke

شوخی بابا

جملات نمونه

poppa always tells the best stories.

پدرم همیشه بهترین داستان‌ها را تعریف می‌کند.

i love spending time with poppa on weekends.

من عاشق گذراندن وقت با پدرم آخر هفته‌ها هستم.

poppa taught me how to ride a bike.

پدرم به من یاد داد چطور دوچرخه سواری کنم.

every summer, poppa takes us to the beach.

هر تابستان، پدرم ما را به ساحل می‌برد.

poppa makes the best pancakes for breakfast.

پدرم بهترین پنکیک‌ها را برای صبحانه درست می‌کند.

i miss poppa's warm hugs.

من دوری پدرم و بغل گرمش را احساس می‌کنم.

poppa loves to garden in his free time.

پدرم عاشق باغبانی در اوقات فراغت است.

poppa always encourages me to follow my dreams.

پدرم همیشه تشویقم می‌کند تا به دنبال رویاهایم بروم.

poppa and i built a treehouse together.

من و پدرم یک کلبه درختی را با هم ساختیم.

poppa enjoys fishing on quiet mornings.

پدرم از ماهیگیری در صبح‌های آرام لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید