populaces

[ایالات متحده]/ˈpɒpjʊləsɪz/
[بریتانیا]/ˈpɑːpjələsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم ساکن در یک منطقه یا کشور خاص؛ عموم مردم؛ توده‌ها؛ طبقات پایین یا مردم عادی

عبارات و ترکیب‌ها

populaces unite

اتحاد جمعیت‌ها

diverse populaces

جمعیت‌های متنوع

populaces thrive

جمعیت‌ها رونق می‌یابند

engaged populaces

جمعیت‌های مشارکت‌جو

populaces voice

صدای جمعیت‌ها

populaces rise

ظهور جمعیت‌ها

populaces connect

اتصال جمعیت‌ها

empowered populaces

جمعیت‌های توانمند

populaces collaborate

همکاری جمعیت‌ها

populaces demand

تقاضای جمعیت‌ها

جملات نمونه

the government should listen to the needs of its populaces.

دولت باید به نیازهای مردم خود گوش دهد.

populaces around the world are demanding more transparency.

مردم در سراسر جهان خواستار شفافیت بیشتری هستند.

many populaces have been affected by climate change.

بسیاری از مردم تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرار گرفته اند.

populaces often unite during times of crisis.

مردم اغلب در زمان بحران متحد می شوند.

education is essential for the empowerment of populaces.

آموزش برای توانمندسازی مردم ضروری است.

populaces are increasingly aware of their rights.

مردم به طور فزاینده ای از حقوق خود آگاه هستند.

government policies should reflect the will of the populaces.

خط مشی های دولت باید منعکس کننده خواست مردم باشد.

populaces have different cultural backgrounds and traditions.

مردم دارای پیشینه ها و سنت های فرهنگی مختلفی هستند.

populaces play a crucial role in shaping democracy.

مردم نقش مهمی در شکل دادن به دموکراسی ایفا می کنند.

healthcare access is a priority for many populaces.

دسترسی به مراقبت های بهداشتی برای بسیاری از مردم اولویت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید