portrayings

[ایالات متحده]/pɔːˈtreɪɪŋ/
[بریتانیا]/pɔːrˈtreɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. توصیف یا نمایندگی در یک اثر هنری؛ توصیف یا ارائه به زبان

عبارات و ترکیب‌ها

portraying emotions

نمایش احساسات

portraying characters

نمایش شخصیت‌ها

portraying scenes

نمایش صحنه‌ها

portraying ideas

نمایش ایده‌ها

portraying reality

نمایش واقعیت

portraying beauty

نمایش زیبایی

portraying struggles

نمایش مبارزات

portraying culture

نمایش فرهنگ

portraying feelings

نمایش احساسات

portraying relationships

نمایش روابط

جملات نمونه

she is portraying a strong female character in the film.

او در حال به تصویر کشیدن یک شخصیت زن قوی در فیلم است.

the artist is portraying the beauty of nature in her paintings.

هنرمند در حال به تصویر کشیدن زیبایی طبیعت در نقاشی هایش است.

he is portraying the struggles of everyday life in his novel.

او در حال به تصویر کشیدن سختی های زندگی روزمره در رمان خود است.

the documentary is portraying the lives of endangered species.

مستند در حال به تصویر کشیدن زندگی گونه های در معرض خطر است.

they are portraying historical events through their performances.

آنها وقایع تاریخی را از طریق اجراهای خود به تصویر می کشند.

the photographer is portraying emotions through her portraits.

عکاس در حال به تصویر کشیدن احساسات از طریق پرتره هایش است.

his painting is portraying the chaos of urban life.

نقاشی او در حال به تصویر کشیدن هرج و مرج زندگی شهری است.

the play is portraying the complexities of human relationships.

نمایش در حال به تصویر کشیدن پیچیدگی های روابط انسانی است.

she is portraying a character based on her grandmother.

او شخصیتی را بر اساس مادربزرگ خود به تصویر می کشد.

the film is portraying the impact of climate change on communities.

فیلم در حال به تصویر کشیدن تأثیر تغییرات آب و هوایی بر جوامع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید