visualizing

[ایالات متحده]/ˈvɪʒ.ʊ.əl.aɪ.zɪŋ/
[بریتانیا]/ˈvɪʒ.u.ə.laɪ.zɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ایجاد تصویر ذهنی از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

visualizing data

تصویرسازی داده‌ها

visualizing ideas

تصویرسازی ایده‌ها

visualizing concepts

تصویرسازی مفاهیم

visualizing results

تصویرسازی نتایج

visualizing progress

تصویرسازی پیشرفت

visualizing information

تصویرسازی اطلاعات

visualizing patterns

تصویرسازی الگوها

visualizing trends

تصویرسازی روندها

visualizing outcomes

تصویرسازی پیامدها

visualizing solutions

تصویرسازی راه حل‌ها

جملات نمونه

visualizing your goals can help you stay motivated.

تصویرسازی اهداف شما می تواند به شما کمک کند تا انگیزه خود را حفظ کنید.

she spent hours visualizing her dream home.

او ساعت‌ها برای تجسم خانه رویایی خود وقت گذاشت.

visualizing the steps to success is crucial for planning.

تصویرسازی مراحل موفقیت برای برنامه ریزی بسیار مهم است.

he is visualizing the data to find patterns.

او داده ها را برای یافتن الگوها در حال تجسم است.

visualizing your fears can help you overcome them.

تصویرسازی ترس های خود می تواند به شما کمک کند بر آنها غلبه کنید.

they are visualizing the project timeline for better clarity.

آنها جدول زمانی پروژه را برای وضوح بیشتر در حال تجسم هستند.

visualizing the end result can enhance your performance.

تصویرسازی نتیجه نهایی می تواند عملکرد شما را بهبود بخشد.

she finds that visualizing her workouts makes them more effective.

او متوجه می شود که تجسم تمریناتش آنها را موثرتر می کند.

he uses software for visualizing complex data sets.

او از نرم افزاری برای تجسم مجموعه داده های پیچیده استفاده می کند.

visualizing a peaceful scene can reduce stress.

تصویرسازی یک صحنه آرام می تواند استرس را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید