laser positioner
موقعیتیاب لیزری
robot positioner
موقعیتیاب رباتیک
automatic positioner
موقعیتیاب خودکار
manual positioner
موقعیتیاب دستی
positioner system
سیستم موقعیتیاب
positioner control
کنترل موقعیتیاب
positioner device
دستگاه موقعیتیاب
positioner unit
واحد موقعیتیاب
positioner setup
تنظیم موقعیتیاب
positioner adjustment
تنظیمات موقعیتیاب
the positioner is essential for accurate measurements.
پوزیشونر برای انجام دقیق اندازهگیریها ضروری است.
we need to adjust the positioner for better alignment.
ما نیاز داریم پوزیشونر را برای تراز بهتر تنظیم کنیم.
the technician replaced the faulty positioner.
تکنسین پوزیشونر معیوب را تعویض کرد.
using a positioner can improve the efficiency of the process.
استفاده از پوزیشونر میتواند کارایی فرآیند را بهبود بخشد.
he is responsible for calibrating the positioner.
او مسئول کالیبره کردن پوزیشونر است.
the positioner helps maintain the correct orientation.
پوزیشونر به حفظ جهت صحیح کمک میکند.
we installed a new positioner in the assembly line.
ما یک پوزیشونر جدید در خط مونتاژ نصب کردیم.
the positioner must be regularly maintained for optimal performance.
پوزیشونر باید به طور منظم نگهداری شود تا عملکرد بهینه داشته باشد.
she demonstrated how to operate the positioner effectively.
او نحوه کار با پوزیشونر را به طور موثر نشان داد.
the positioner can be adjusted manually or automatically.
میتوان پوزیشونر را به صورت دستی یا خودکار تنظیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید