positioners

[ایالات متحده]/pəˈzɪʃənə/
[بریتانیا]/pəˈzɪʃənər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری یا وسیله‌ای که برای قرار دادن یا جایگذاری دقیق چیزی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

laser positioner

موقعیت‌یاب لیزری

robot positioner

موقعیت‌یاب رباتیک

automatic positioner

موقعیت‌یاب خودکار

manual positioner

موقعیت‌یاب دستی

positioner system

سیستم موقعیت‌یاب

positioner control

کنترل موقعیت‌یاب

positioner device

دستگاه موقعیت‌یاب

positioner unit

واحد موقعیت‌یاب

positioner setup

تنظیم موقعیت‌یاب

positioner adjustment

تنظیمات موقعیت‌یاب

جملات نمونه

the positioner is essential for accurate measurements.

پوزیشونر برای انجام دقیق اندازه‌گیری‌ها ضروری است.

we need to adjust the positioner for better alignment.

ما نیاز داریم پوزیشونر را برای تراز بهتر تنظیم کنیم.

the technician replaced the faulty positioner.

تکنسین پوزیشونر معیوب را تعویض کرد.

using a positioner can improve the efficiency of the process.

استفاده از پوزیشونر می‌تواند کارایی فرآیند را بهبود بخشد.

he is responsible for calibrating the positioner.

او مسئول کالیبره کردن پوزیشونر است.

the positioner helps maintain the correct orientation.

پوزیشونر به حفظ جهت صحیح کمک می‌کند.

we installed a new positioner in the assembly line.

ما یک پوزیشونر جدید در خط مونتاژ نصب کردیم.

the positioner must be regularly maintained for optimal performance.

پوزیشونر باید به طور منظم نگهداری شود تا عملکرد بهینه داشته باشد.

she demonstrated how to operate the positioner effectively.

او نحوه کار با پوزیشونر را به طور موثر نشان داد.

the positioner can be adjusted manually or automatically.

می‌توان پوزیشونر را به صورت دستی یا خودکار تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید