teeth aligner
صاف کننده دندان
dental aligner
همترازی دندان
clear aligner
همترازی شفاف
aligner tray
سینی همترازی
invisalign aligner
همترازی اینویزیلاین
dental aligner treatment
درمان همترازی دندان
aligner progress
پیشرفت همترازی
wear aligner
همترازی بپوشید
aligner attachments
اتصالات همترازی
the orthodontic aligner helped straighten his teeth.
همتراز کننده ارتودنسی به صاف کردن دندان های او کمک کرد.
she used an eye aligner to correct her vision.
او از یک همتراز کننده چشم برای اصلاح بینایی خود استفاده کرد.
the software uses an aligner to match the text with the image.
نرم افزار از یک همتراز کننده برای تطبیق متن با تصویر استفاده می کند.
the laser aligner ensured precise placement of the components.
همتراز کننده لیزری از قرار دادن دقیق قطعات اطمینان حاصل کرد.
the technician used an aligner to set up the machine.
تکنسین از یک همتراز کننده برای راه اندازی دستگاه استفاده کرد.
the design required an aligner for proper alignment of the parts.
طراحی به یک همتراز کننده برای تراز مناسب قطعات نیاز داشت.
he used a digital aligner to create a 3d model of the object.
او از یک همتراز کننده دیجیتال برای ایجاد یک مدل سه بعدی از شی استفاده کرد.
the laser aligner was essential for the precise cutting operation.
همتراز کننده لیزری برای عملیات برش دقیق ضروری بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید