postmistresses

[ایالات متحده]/'pəʊs(t)mɪstrɪs/
[بریتانیا]/'post'mæstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرپرست مؤنث یک اداره پست، مسئول مدیریت اداره پست.

جملات نمونه

The postmistress sorted the mail efficiently.

خدمت‌رسان پستی، نامه‌ها را به طور کارآمد مرتب می‌کرد.

The postmistress greeted each customer with a smile.

خدمت‌رسان پستی با لبخند به هر مشتری خوشامد می‌گفت.

The postmistress handled packages with care.

خدمت‌رسان پستی بسته‌ها را با دقت جابجا می‌کرد.

The postmistress is responsible for delivering the mail.

مسئولیت تحویل نامه بر عهده خدمت‌رسان پستی است.

The postmistress works long hours at the post office.

خدمت‌رسان پستی ساعت‌های طولانی در اداره پست کار می‌کند.

The postmistress keeps track of incoming and outgoing mail.

خدمت‌رسان پستی پیگیر نامه‌های ورودی و خروجی است.

The postmistress ensures that mail is delivered promptly.

خدمت‌رسان پستی اطمینان حاصل می‌کند که نامه‌ها به موقع تحویل داده می‌شوند.

The postmistress is well-organized and detail-oriented.

خدمت‌رسان پستی بسیار منظم و با دقت است.

The postmistress handles customer inquiries and complaints professionally.

خدمت‌رسان پستی به طور حرفه‌ای به سوالات و شکایات مشتریان رسیدگی می‌کند.

The postmistress coordinates with other postal workers to ensure smooth operations.

خدمت‌رسان پستی با سایر کارمندان پستی هماهنگ می‌کند تا اطمینان حاصل شود که عملیات به طور روان انجام می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید