postmortems

[ایالات متحده]/[ˈpɒstˌmɔːtəm]/
[بریتانیا]/[ˈpɔːstˌmɔːrtəm]/

ترجمه

n. بررسی یک بدن پس از مرگ برای تعیین علت مرگ؛ تحلیل بازگشتی یک پروژه یا رویداد پس از اتمام آن، به ویژه برای شناسایی چه چیزی خوب بود و چه چیزی می‌توانست متفاوت باشد؛ گزارشی در مورد چنین تحلیلی.
v. انجام یک پس‌مرگ بر روی (چیزی)؛ تحلیل یک پروژه یا رویداد پس از اتمام آن.

عبارات و ترکیب‌ها

conduct postmortems

انجام تحلیل پس از وقوع

postmortem analysis

تحلیل پس از وقوع

held postmortems

تحلیل‌های پس از وقوع انجام شده

postmortem meeting

جلسه تحلیل پس از وقوع

following postmortems

پس از تحلیل‌های پس از وقوع

detailed postmortems

تحلیل‌های جزئی پس از وقوع

postmortem report

گزارش تحلیل پس از وقوع

doing postmortems

انجام تحلیل‌های پس از وقوع

review postmortems

بررسی تحلیل‌های پس از وقوع

scheduled postmortems

تحلیل‌های پس از وقوع برنامه‌ریزی شده

جملات نمونه

the team conducted a thorough postmortem to understand the project's failure.

تیم یک تحلیل جامع پس از وقوع (postmortem) انجام داد تا شکست پروژه را درک کند.

we need to schedule a postmortem meeting after the product launch.

ما نیاز داریم پس از رونمایی محصول، یک جلسه تحلیل پس از وقوع (postmortem) برگزار کنیم.

the postmortem revealed several areas where our process could be improved.

تحلیل پس از وقوع (postmortem) چندین زمینه را کشف کرد که فرایند ما می‌توانست بهبود یابد.

a blameless postmortem focuses on systemic issues, not individual blame.

یک تحلیل پس از وقوع (postmortem) بدون انتساب خطا، روی مسائل سیستمی تمرکز دارد، نه انتقاد فردی.

the goal of a postmortem is to learn from past mistakes and prevent future incidents.

هدف تحلیل پس از وقوع (postmortem) این است که از اشتباهات گذشته یاد بگیریم و حوادث آینده را جلوگیری کنیم.

we documented the findings of the postmortem in a detailed report.

ما یافته‌های تحلیل پس از وقوع (postmortem) را در یک گزارش جزئیات‌بُرده ثبت کردیم.

the postmortem process should be transparent and inclusive of all team members.

فرایند تحلیل پس از وقوع (postmortem) باید شفاف باشد و تمام اعضای تیم را شامل شود.

a well-conducted postmortem can significantly improve team performance.

یک تحلیل پس از وقوع (postmortem) به خوبی انجام شده می‌تواند عملکرد تیم را به طور قابل توجهی بهبود بخشد.

the engineering team will lead the postmortem investigation into the outage.

تیم مهندسی می‌خواهد تحقیق تحلیل پس از وقوع (postmortem) را در مورد این خطا رهبری کند.

we used the postmortem to identify recurring problems and implement preventative measures.

ما از تحلیل پس از وقوع (postmortem) برای شناسایی مسائل تکراری و اجرای اقدامات پیشگیرانه استفاده کردیم.

the postmortem highlighted the need for better monitoring and alerting systems.

تحلیل پس از وقوع (postmortem) نیاز به سیستم‌های نظارت و هشدار بهتر را برجسته کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید