powerlines

[ایالات متحده]/paʊəlaɪnz/
[بریتانیا]/paʊərlaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خط یا سیم برای انتقال برق؛ یک ساختار بلند که خطوط برق را حمایت می‌کند؛ یک خط که برق را از یک منبع تأمین می‌کند؛ یک راهگاه زیرزمینی برای انتقال قدرت الکتریکی؛ یک کابل انعطاف‌پذیر برای اتصال دستگاه‌ها به منبع برق؛ یک خط فشار بالا برای انتقال برق در فواصل طولانی.

عبارات و ترکیب‌ها

high voltage powerlines

خطوط برق بالاoltage

powerlines down

خطوط برق پایین رفته

under powerlines

زیر خطوط برق

near powerlines

نزدیک خطوط برق

along powerlines

روی خطوط برق

across powerlines

عبور از خطوط برق

powerlines swaying

خطوط برق لرزیدن

powerlines damaged

خطوط برق آسیب دیده

powerlines hanging

خطوط برق معلق

جملات نمونه

high-voltage power lines span across the countryside, delivering electricity to distant cities.

خطوط برق با ولتاژ بالا از روستاها عبور کرده و برق را به شهرهای دوردست تأمین می‌کنند.

workers are repairing the damaged power lines after the severe storm.

کارگران پس از باران شدید، خطوط برق آسیب دیده را تعمیر می‌کنند.

birds often nest near power lines, sometimes causing interruptions.

پرندگان اغلب در نزدیکی خطوط برق تایه می‌کنند و گاهی اوقات باعث قطعیات می‌شوند.

the new housing development requires underground power lines for safety.

پروژه‌ی جدید مسکن برای ایمنی نیاز به خطوط برق زیرزمینی دارد.

power lines swayed dangerously during the strong winds last night.

خطوط برق در طول بادهای قوی شب گذشته خطرناکا لرزیدند.

regular maintenance of power lines prevents widespread outages.

نگهداری منظم خطوط برق از قطعیات گسترده جلوگیری می‌کند.

children should never play near fallen power lines under any circumstances.

کودکان در هر شرایطی نباید در نزدیکی خطوط برق پад شده بازی کنند.

the government plans to upgrade all aging power lines in the region.

دولت قصد دارد تمام خطوط برق قدیمی در منطقه را به‌روز کند.

lightning strikes caused multiple power lines to fail simultaneously.

ضربات برق‌گزیدن باعث شد که چندین خط برق در یک زمان ناکارآمد شوند.

solar panels are being connected to the existing power lines in the neighborhood.

پنل‌های خورشیدی به خطوط برق موجود در محل زیگو نصب می‌شوند.

vegetation management near power lines reduces fire risks significantly.

مدیریت گیاهان در نزدیکی خطوط برق خطر آتش‌سوزی را به‌طور قابل توجهی کاهش می‌دهد.

engineers designed curved power lines to withstand extreme weather conditions.

مهندسان خطوط برق منحنی را طراحی کردند تا در برابر شرایط جوی شدید مقاومت کنند.

power line technicians must complete extensive safety training before working at heights.

تکنسی‌های خطوط برق باید قبل از کار در ارتفاعات دوره‌ی آموزش ایمنی گسترده‌ای را کامل کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید