cables

[ایالات متحده]/ˈkeɪbəlz/
[بریتانیا]/ˈkeɪbəlz/

ترجمه

n. سیم‌های ضخیم پوشیده شده با پلاستیک، برای انتقال برق یا سیگنال
v. فعل سوم شخص مفرد از cable: پیام را از طریق کابل یا سیم ارسال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cut the cables

برش کابل‌ها

cable television

تلویزیون کابلی

undersea cables

کابل‌های زیردریایی

cable car

تراموا

damaged cables

کابل‌های آسیب‌دیده

cable news

اخبار کابلی

laying cables

چیدن کابل‌ها

cable company

شرکت کابل

cable lines

خطوط کابل

connecting cables

وصل کردن کابل‌ها

جملات نمونه

we need to run new cables through the walls.

ما باید کابل‌های جدید را از طریق دیوارها عبور دهیم.

the submarine cable connected the two countries.

کابل زیردریایی دو کشور را به هم متصل کرد.

he carefully coiled the extension cables.

او با دقت کابل‌های افزایش را جمع کرد.

the internet relies on a vast network of cables.

اینترنت به یک شبکه گسترده از کابل‌ها متکی است.

check the cables for any signs of damage.

کابل‌ها را از نظر هرگونه آسیب بررسی کنید.

they installed fiber optic cables for faster speeds.

آنها کابل‌های فیبر نوری برای سرعت بیشتر نصب کردند.

the cables were secured to the mast.

کابل‌ها به دکل محکم شده بودند.

we cut the cables to disconnect the device.

ما کابل‌ها را برش زدیم تا دستگاه را قطع کنیم.

the cables carried a high voltage current.

کابل‌ها جریان ولتاژ بالا را حمل می‌کردند.

repairing the damaged cables is a priority.

تعمیر کابل‌های آسیب‌دیده در اولویت است.

the cables were bundled together neatly.

کابل‌ها به طور مرتب در کنار هم جمع شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید