praesidium

[ایالات متحده]/prɪˈsɪdɪəm/
[بریتانیا]/prɪˈsɪdɪəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرسدیم، کمیته دائمی؛ پرسدیم، به ویژه در کشورهای کمونیستی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

praesidium guard

نگهبان

praesidium force

نیروی

praesidium unit

واحد

praesidium sector

بخش

praesidium team

تیم

praesidium mission

ماموریت

praesidium operation

عملیات

praesidium strategy

استراتژی

praesidium command

فرمان

praesidium support

حمایت

جملات نمونه

we established a praesidium to ensure safety.

ما یک شورای پیشگیری برای اطمینان از ایمنی ایجاد کردیم.

the praesidium was responsible for overseeing the event.

شورای پیشگیری مسئولیت نظارت بر رویداد را بر عهده داشت.

her leadership in the praesidium was commendable.

رهبری او در شورای پیشگیری قابل تحسین بود.

the praesidium meets every month to discuss issues.

شورای پیشگیری هر ماه برای بحث در مورد مسائل تشکیل جلسه می دهد.

they formed a praesidium to protect the community.

آنها یک شورای پیشگیری برای محافظت از جامعه تشکیل دادند.

the praesidium's decisions are crucial for our safety.

تصمیمات شورای پیشگیری برای ایمنی ما بسیار مهم است.

members of the praesidium were elected by the people.

اعضای شورای پیشگیری توسط مردم انتخاب شدند.

the praesidium organized a security training session.

شورای پیشگیری یک جلسه آموزش امنیتی سازماندهی کرد.

we need a praesidium to handle emergencies effectively.

ما به یک شورای پیشگیری برای رسیدگی موثر به شرایط اضطراری نیاز داریم.

the praesidium will review the safety protocols.

شورای پیشگیری پروتکل های ایمنی را بررسی خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید