praetorium

[ایالات متحده]/priːˈtɔːrɪəm/
[بریتانیا]/prɪˈtɔːriəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقامتگاه رسمی یک فرماندار رومی؛ مکانی برای تجمع رهبران نظامی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

praetorium guard

نگهبانان پراتوریوم

praetorium hall

تالار پراتوریوم

praetorium area

منطقه پراتوریوم

praetorium officials

مسئولین پراتوریوم

praetorium duties

وظایف پراتوریوم

praetorium site

محل پراتوریوم

praetorium location

موقعیت پراتوریوم

praetorium function

عملکرد پراتوریوم

praetorium complex

مجتمع پراتوریوم

praetorium structure

ساختار پراتوریوم

جملات نمونه

the soldiers gathered at the praetorium for orders.

سربازان در مقر برای دریافت دستورات جمع شدند.

the praetorium served as the command center during the campaign.

مقر در طول کمپین به عنوان مرکز فرماندهی عمل می‌کرد.

she visited the praetorium to discuss the strategy.

او برای بحث در مورد استراتژی از مقر بازدید کرد.

the general addressed his troops at the praetorium.

ژنرال در مقر با سربازان خود صحبت کرد.

historical records mention the praetorium as a significant location.

سوابق تاریخی به مقر به عنوان یک مکان مهم اشاره می‌کنند.

inside the praetorium, plans were made for the next battle.

در داخل مقر، برنامه‌هایی برای نبرد بعدی تنظیم شد.

the praetorium was fortified to protect the leaders.

مقر برای محافظت از رهبران مستحکم شد.

local leaders often met at the praetorium to make decisions.

رهبران محلی اغلب در مقر برای تصمیم گیری ملاقات می‌کردند.

after the victory, celebrations were held at the praetorium.

پس از پیروزی، جشن‌ها در مقر برگزار شد.

the praetorium was a place of power and influence.

مقر مکانی از قدرت و نفوذ بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید