prattlers

[ایالات متحده]/ˈpræt.əl.ər/
[بریتانیا]/ˈpræt.əl.ɚ/

ترجمه

n. شخصی که به طرز بی‌اهمیت یا احمقانه صحبت می‌کند؛ کودکی که بی‌معنی صحبت می‌کند یا حرف‌های بی‌محتوا می‌زند؛ شخصی که در گفتگوی بی‌فایده شرکت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

chatty prattler

حرف‌زن بيش از حد

endless prattler

حرف‌زن بي‌پايان

annoying prattler

حرف‌زن آزاردهنده

constant prattler

حرف‌زن دائمی

loud prattler

حرف‌زن بلند

happy prattler

حرف‌زن شاد

silly prattler

حرف‌زن احمق

curious prattler

حرف‌زن کنجکاو

friendly prattler

حرف‌زن دوستانه

gossiping prattler

حرف‌زن غيبه‌گو

جملات نمونه

the prattler couldn't stop talking about trivial matters.

حرف‌زن نمی‌توانست از صحبت کردن درباره مسائل جزئی دست بردارد.

she was known as a prattler among her friends.

او در بین دوستانش به عنوان یک حرف‌زن شناخته می‌شد.

don't be a prattler; listen more and talk less.

حرف‌زن نباشید؛ بیشتر گوش کنید و کمتر صحبت کنید.

the prattler shared stories that were often exaggerated.

حرف‌زن داستان‌هایی را به اشتراک می‌گذاشت که اغلب اغراق‌آمیز بودند.

he was labeled a prattler after his long speeches.

او پس از سخنرانی‌های طولانی‌اش به عنوان یک حرف‌زن برچسب‌گذاری شد.

some people enjoy the company of a good prattler.

برخی از افراد از همراهی با یک حرف‌زن خوب لذت می‌برند.

the children were prattlers, always chattering away.

کودکان حرف‌زن بودند، همیشه با صدای بلند صحبت می‌کردند.

learning to control the prattler within is essential.

یادگیری کنترل حرف‌زن درون ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید