pre-schooler

[ایالات متحده]/[ˈprɪˌskuːlər]/
[بریتانیا]/[ˈprɪˌskuːlər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کودک که به مدرسه پیش دبستانی می رود؛ یک کودک که سن مدرسه پیش دبستانی دارد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a pre-schooler

کودک قبل از مدرسه

pre-schooler activities

فعالیت‌های کودک قبل از مدرسه

pre-schooler years

سال‌های کودک قبل از مدرسه

watching a pre-schooler

نگاه کردن به کودک قبل از مدرسه

pre-schooler program

برنامه کودک قبل از مدرسه

helping a pre-schooler

کمک به کودک قبل از مدرسه

pre-schoolers learn

کودکان قبل از مدرسه یاد می‌گیرند

pre-schooler playtime

زمان بازی کودک قبل از مدرسه

supporting pre-schoolers

حمایت از کودکان قبل از مدرسه

pre-schooler development

توسعه کودک قبل از مدرسه

جملات نمونه

the pre-schooler enjoyed painting with bright colors.

کودک پیش دبستانی لذت برد از نقاشی با رنگ های روشن.

we read a story to the pre-schooler about a friendly bear.

ما یک داستان را به کودک پیش دبستانی درباره ی یک گریف دوست داشتنی خواندیم.

the pre-schooler was excited to build a tower of blocks.

کودک پیش دبستانی خوشحال بود تا یک برج از مکعب ها بسازد.

many pre-schoolers attend playgroup to socialize with peers.

بسیاری از کودکان پیش دبستانی به گروه بازی می روند تا با همکلاسی هایشان اجتماعی شوند.

the pre-schooler carefully sorted the toys into different boxes.

کودک پیش دبستانی با دقت بازی ها را در جعبه های مختلف دسته بندی کرد.

the teacher helped the pre-schooler learn to share their toys.

معلم کودک پیش دبستانی را در یادگیری به اشتراک گذاری بازی هایش کمک کرد.

a confident pre-schooler presented their drawing to the class.

یک کودک پیش دبستانی خودمختار با کلاس خود کار خود را ارائه داد.

the pre-schooler loved singing nursery rhymes with their friends.

کودک پیش دبستانی دوست داشت با دوستانش آوازهای کودکی را بخواند.

the pre-schooler’s parents volunteered at the school fundraiser.

والدین کودک پیش دبستانی در جمع آوری پول مدرسه داوطلب شدند.

the pre-schooler practiced writing their name with assistance.

کودک پیش دبستانی با کمک نام خود را نوشته را تمرین کرد.

the energetic pre-schooler ran around the playground happily.

کودک پیش دبستانی پرพลه در محوطه بازی به شکل خوشحالانه دراز و گرد می زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید