a pre-schooler
کودک قبل از مدرسه
pre-schooler activities
فعالیتهای کودک قبل از مدرسه
pre-schooler years
سالهای کودک قبل از مدرسه
watching a pre-schooler
نگاه کردن به کودک قبل از مدرسه
pre-schooler program
برنامه کودک قبل از مدرسه
helping a pre-schooler
کمک به کودک قبل از مدرسه
pre-schoolers learn
کودکان قبل از مدرسه یاد میگیرند
pre-schooler playtime
زمان بازی کودک قبل از مدرسه
supporting pre-schoolers
حمایت از کودکان قبل از مدرسه
pre-schooler development
توسعه کودک قبل از مدرسه
the pre-schooler enjoyed painting with bright colors.
کودک پیش دبستانی لذت برد از نقاشی با رنگ های روشن.
we read a story to the pre-schooler about a friendly bear.
ما یک داستان را به کودک پیش دبستانی درباره ی یک گریف دوست داشتنی خواندیم.
the pre-schooler was excited to build a tower of blocks.
کودک پیش دبستانی خوشحال بود تا یک برج از مکعب ها بسازد.
many pre-schoolers attend playgroup to socialize with peers.
بسیاری از کودکان پیش دبستانی به گروه بازی می روند تا با همکلاسی هایشان اجتماعی شوند.
the pre-schooler carefully sorted the toys into different boxes.
کودک پیش دبستانی با دقت بازی ها را در جعبه های مختلف دسته بندی کرد.
the teacher helped the pre-schooler learn to share their toys.
معلم کودک پیش دبستانی را در یادگیری به اشتراک گذاری بازی هایش کمک کرد.
a confident pre-schooler presented their drawing to the class.
یک کودک پیش دبستانی خودمختار با کلاس خود کار خود را ارائه داد.
the pre-schooler loved singing nursery rhymes with their friends.
کودک پیش دبستانی دوست داشت با دوستانش آوازهای کودکی را بخواند.
the pre-schooler’s parents volunteered at the school fundraiser.
والدین کودک پیش دبستانی در جمع آوری پول مدرسه داوطلب شدند.
the pre-schooler practiced writing their name with assistance.
کودک پیش دبستانی با کمک نام خود را نوشته را تمرین کرد.
the energetic pre-schooler ran around the playground happily.
کودک پیش دبستانی پرพลه در محوطه بازی به شکل خوشحالانه دراز و گرد می زد.
a pre-schooler
کودک قبل از مدرسه
pre-schooler activities
فعالیتهای کودک قبل از مدرسه
pre-schooler years
سالهای کودک قبل از مدرسه
watching a pre-schooler
نگاه کردن به کودک قبل از مدرسه
pre-schooler program
برنامه کودک قبل از مدرسه
helping a pre-schooler
کمک به کودک قبل از مدرسه
pre-schoolers learn
کودکان قبل از مدرسه یاد میگیرند
pre-schooler playtime
زمان بازی کودک قبل از مدرسه
supporting pre-schoolers
حمایت از کودکان قبل از مدرسه
pre-schooler development
توسعه کودک قبل از مدرسه
the pre-schooler enjoyed painting with bright colors.
کودک پیش دبستانی لذت برد از نقاشی با رنگ های روشن.
we read a story to the pre-schooler about a friendly bear.
ما یک داستان را به کودک پیش دبستانی درباره ی یک گریف دوست داشتنی خواندیم.
the pre-schooler was excited to build a tower of blocks.
کودک پیش دبستانی خوشحال بود تا یک برج از مکعب ها بسازد.
many pre-schoolers attend playgroup to socialize with peers.
بسیاری از کودکان پیش دبستانی به گروه بازی می روند تا با همکلاسی هایشان اجتماعی شوند.
the pre-schooler carefully sorted the toys into different boxes.
کودک پیش دبستانی با دقت بازی ها را در جعبه های مختلف دسته بندی کرد.
the teacher helped the pre-schooler learn to share their toys.
معلم کودک پیش دبستانی را در یادگیری به اشتراک گذاری بازی هایش کمک کرد.
a confident pre-schooler presented their drawing to the class.
یک کودک پیش دبستانی خودمختار با کلاس خود کار خود را ارائه داد.
the pre-schooler loved singing nursery rhymes with their friends.
کودک پیش دبستانی دوست داشت با دوستانش آوازهای کودکی را بخواند.
the pre-schooler’s parents volunteered at the school fundraiser.
والدین کودک پیش دبستانی در جمع آوری پول مدرسه داوطلب شدند.
the pre-schooler practiced writing their name with assistance.
کودک پیش دبستانی با کمک نام خود را نوشته را تمرین کرد.
the energetic pre-schooler ran around the playground happily.
کودک پیش دبستانی پرพลه در محوطه بازی به شکل خوشحالانه دراز و گرد می زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید