preceed

[ایالات متحده]/prɪˈsiːd/
[بریتانیا]/prɪˈsiːd/

ترجمه

v. به چیزی قبل از زمان، ترتیب یا موقعیت رسیدن.
شکل‌های واژه
صفت یا فعل حال استمراریpreceeding
زمان گذشتهpreceeded
قسمت سوم فعلpreceeded
شکل سوم شخص مفردpreceeds

جملات نمونه

the dark clouds usually precede a heavy rainstorm.

ابرهاي تاریک معمولاً قبل از یک باران شدید قرار می گیرند.

a briefing session will precede the main conference.

جلسه اطلاع رسانی قبل از کنفرانس اصلی برگزار خواهد شد.

lightning is known to precede thunder by several seconds.

برق معمولاً چند ثانیه قبل از زمین‌لرزه رخ می دهد.

the former president precedes the current one in office.

رئیس جمهور سابق قبل از رئیس جمهور فعلی در کارمندی قرار دارد.

nausea often tends to precede a severe migraine attack.

خستگی گاهی قبل از حمله میگرن شدید رخ می دهد.

a short introduction should precede the main speaker's address.

مقدمه ای کوتاه قبل از سخنرانی اصلی باید قرار گیرد.

the introduction chapter precedes the first chapter of the book.

فصل مقدمه قبل از فصل اول کتاب قرار دارد.

reconnaissance teams precede the main infantry unit in battle.

تیم‌های اطلاعاتی قبل از واحد پیاده‌نظام اصلی در نبرد قرار می‌گیرند.

flu-like symptoms generally precede the onset of the rash.

علائم شبیه به گریه معمولاً قبل از ظهور پوسته رخ می دهد.

environmentally friendly packaging precedes the product launch.

بسته بندی دوست محیط زیست قبل از راه اندازی محصول قرار می گیرد.

minutes of the last meeting precede the agenda items.

تقویم جلسه گذشته قبل از موارد برنامه ریزی قرار دارد.

certain geological events precede a major volcanic eruption.

بعضی از رویدادهای زمین شناسی قبل از یک آتشفشان بزرگ رخ می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید